کتاب «دکوپاژهای برزخی؛ تحلیلی بر سریال وضعیت سفید براساس مبانی معرفت‌شناسی سینمای دینی» نوشته نعمت‌الله سعیدی توسط انتشارات راه‌یار منتشر و راهی بازار نشر شد.

دکوپاژهای برزخی؛ تحلیلی بر سریال وضعیت سفید براساس مبانی معرفت‌شناسی سینمای دینی» نوشته نعمت‌الله سعیدی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، سریال تلویزیونی «وضعیت سفید» به کارگردانی حمید نعمت‌الله در سال ۱۳۹۰ از شبکه سه سیما پخش شد. داستان این‌سریال مربوط به زمان شروع موشک‌باران تهران در جریان جنگ تحمیلی بود که بر اثر آن، اعضای خانواده‌ای پرجمعیت که تقریباً همه با هم قهر هستند و اختلاف دارند برای دوری از حملات دشمن، ساکن باغ مادرشان در روستایی واقع در حومه تهران می‌شوند.

در بخشی از پیش‌گفتار «دکوپاژهای برزخی» که برخی از سکانس‌های سریال «وضعیت سفید» در آن، به‌صورت QR کد ارائه شده، آمده است:

«در تاریخ هنر از همسایگی فلسفه و ادبیات بسیار گفته‌اند و نمایشنامه هم از صناعات ادبیات است و هم در شمار تفلسف. هنر مدرن در ایران امروز اما به‌دلایل و علل عمدی و سهوی، از معرفت بومی و تفکر ایرانی کم‌وبیش جدا افتاده است.

بازی «هنر برای هنر» بیش از آنکه در آرزوی رهایی هنر از سیاست باشد، دستاویز خروج هنر از ذیل فرهنگ بوده است؛ غافل، بلکه آگاه از اینکه هنر متعالی این سرزمین همواره به تابش مهر فرهنگ بالیده و آهنگ فر داشته است و نه ذوق ذلت. غرب‌زده‌ها که «آل‌احمد» مریضشان می‌دانست و اسیر وبایشان می‌دید، هیچ‌گاه نپسندیدند که ایران در دوران معاصر همچونان دوره تمدن اسلامی، در جهان هنر، گردن‌فرازی و دگراندیشی کند و گمان بَرَد که فراتر از سقف غرب، آسمانی و آرمانی هست...

در میانه چنین میدانی، کیمیایند هنرمردانی که پرچم هویت برافرازند؛ آهنگ فر در سر و خلعت آیین در بر، به جست‌وجوی خویش برآیند و دکان دگراندیشی در برابر بازار خودفروشی بگشایند... کتاب پیش رو هروله‌ای است به شوق پیوند دوباره اندیشه و هنر و حلقه‌ای از یک مجموعه.»

«سریال‌ها و آثاری مثل وضعیت سفید، طلایه‌داران تاریخ و تمدنی دیگر هستند؛ تاریخی که شاید فعلاً هنوز خیلی از آن فاصله نگرفته‌ایم که قابل‌ شناخت باشند و تمدنی که هنوز به آن خیلی نزدیک نشده‌ایم! این ویژگی را تمام پدیده‌های عظیم دارند. مثلاً ما تا از کره زمین فاصله نگیریم و از فضایی دوردست به آن خیره نشویم‌، متوجه شکل ظاهری و بسیاری از ویژگی‌های آن نخواهیم شد. شاید همین سریال وضعیت سفید نیز نیاز داشت چند دهه صبر کند، تا بتواند بسیاری از ابعاد و جزئیات مقطع تاریخی مذکور را روایت کند.»

این‌کتاب با ۳۹۲ صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۸۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...