«صد سال نقاشی در تهران» نوشته سیدامیر سقراطی توسط انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شد. نویسنده در این کتاب به هنر نقاشی در تهران از قاجار تا دوران معاصر می‌پردازد.

صد سال نقاشی در تهران سیدامیر سقراطی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، هنر دریای بی‌کرانی است که شروع تحقیق در آن ممکن است به اختیار آدمی باشد اما پایان آن در دیدرس هیچ‌کس نیست. از همین رو پژوهش در هنر و تاریخ هنر زمانی برای پژوهشگر عملی می‌شود که با نگاه خاص و هدفمندی سراغ آن برود. دست‌کم زمانی این پژوهش، رنگ واقعیت می‌گیرد که از نظر زمان و مکان آن را محدود کنیم. با این مقدمه کتابی جدید از انتشارات علمی و فرهنگی در حوزۀ هنر معرفی می‌شود؛ «صد سال نقاشی در تهران» پژوهشی است از سید امیر سقراطی که به هنر نقاشی در تهران از قاجار تا دوران معاصر می‌پردازد.

نویسنده در مقدمه کتاب اشاره‌ای به سال ۱۴۰۰ می‌کند و اینکه این زمان «بازخوانی رخدادها، جریانات و بزنگاه‌های هنرهای تجسمی را در صد سال اخیر الزامی می‌نماید.» مخاطب با تورق این کتاب، درمی‌یابد که نخستین تصاویر تهران، نه با دوربین عکاسی، که در نقاشی ثبت شده‌اند؛ «برخی از این تصاویر در آثار شرق‌شناسان یا بازرگانان و سفیران دولت‌های غربی گرد آمده‌‎‌اند.» این کتاب تلاش کرده چهره تهران را تا حد امکان با جامعیتی درخور تأمل نشان دهد؛ چه مناظر و طبیعت تهران، چه منظره ساختمان‌ها و گذرها و چه ابزار و اشیاء. برخی از این نقاشی‌ها که روایتگر تهران است اطلاعاتی ارزشمند درباره خلق‌وخوی مردم، پوشش مردم و مشاغل آن‌ها در اختیار ذهن نقاد مخاطب قرار می‌دهد؛ همچنین «عزاداری و تعزیه، طبیعت و مناظر شهری، مراسم‌های سنتی و ملی، زیارتگاه‌ها و گورستان‌ها و بسیاری از چیزهای دیگر از زندگی روزمره مردم کوچه و خیابان در این نقاشی‌ها ثبت شده است.»

صد سال نقاشی در تهران دو فصل دارد: فصل اول؛ پایتختی تهران، پیش از ورود عکاسی و فصل دوم؛ هنرمندان.

در فصل اول نویسنده به مباحثی همچون «سیمای تهران در نقاشی‌های سفرنامه‌نویسان غربی»، «تصویر تهران در نقشه‌های اروپاییان»، «چاپ سنگی، مطبوعات، کتاب و تصویر تهران»، «شهر و مردم در آثار نقاشان زبردست قاجاری»، «نوگرایی و هنرمندان نوگرا» و … پرداخته است.

در فصل دوم که به هنرمندان اختصاص دارد کمتر شاهد توضیح و متن هستیم و بیشتر صفحات کتاب به نقاشی‌های هنرمندان مختلف اختصاص دارد.

این کتاب با طرح‌ها و نقاشی‌های فراوان علاوه بر اینکه برای پژوهشگران هنر نقاشی مناسب و مفید است، برای مخاطبان غیرحرفه‌ای هم که از هنر لذت می‌برند خالی از لطف و فایده نخواهد بود.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:

«اگرچه نوگرایی در نقاشی باعث بروز لهجه جدیدی در نقاشی ایران شد و کشیدن از طبیعت و مناظر به شیوه قدیم دیگر باب نبود، نقاشان نوگرای ایران یعنی کسانی مانند محمود جوادی‌پور (متولد ۱۲۹۹ ش در تهران)، احمد اسفندیاری (متولد ۱۳۰۱ ش در تهران) و عبدالله عامری الحسینی (متولد ۱۳۰۱ ش در تهران) کشیدن نقاشی از طبیعت و منظره به شیوه خود ادامه دادند. جوادی‌پور، اسفندیاری و عامری هر سه در دانشکده هنرهای زیبای تهران درس خواندند. آنچه در آثار این سه هنرمند دیده می‌شود نماهایی روستایی از فضای تهران در دوره پهلوی اول است که تهران هنوز درگیر مشکلات حاد شهرنشینی و آشوب‌های زیست‌محیطی نشده بود. تهران در آثار این سه نماینده هنر نوگرا مظهر ملایمت، آرامش و وابستگی به سنت‌های زیست قدیم است، سنت‌هایی همچون رفتن به چشمه، گردش در بیرون از تهران، بازار روستایی و کوچ (در آثار جوادی‌پور)؛ چوپانی، زنان زارع، بازار دستفروشان و فروشنده‌ها (در آثار اسفندیاری) و کار در مزرعه، کوچ پاییزی و خفتن در طبیعت (در آثار عامری). نقاشی‌های این سه تن گزارش‌هایی هستند از زیبایی‌های زندگی و آرامش محیط‌های روستایی اطراف تهران، کارهای آرام و ملایم با رنگ‌پردازی و قلم‌گذاری‌های نرم و لطیف که هم نمایش روحیات و خلقیات این هنرمندان در نگاه کردن به پیرامون است و هم نمایش تهران در روزگار گذشته. این لطافت نقاشی از تهران را دیگر کمتر در نقاشی‌های بعد از این تاریخ شاهدیم. آن سکوت و سکون و زیبایی که در نقاشی از تهران در دوره قاجار هست تا این نقاشی‌ها هم ادامه می‌یابد.» (صفحه ۸۴)

انتشارات علمی و فرهنگی کتاب صد سال نقاشی در تهران اثر سید امیر سقراطی را در ۲۲۸ صفحه و در قطع خشتی با قیمت ۱۴۶ هزار تومان منتشر کرده و در اختیار علاقه‌مندان قرار داده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...