تفاوت اصلی «عادت‌های کله‌شق»  [Badass habits : cultivate the awareness, boundaries, and daily upgrades you need to make them stick] با کتاب‌های مشابه، معرفی روش‌های کاملاً کاربردی برای ایجاد و از بین بردن عادت‌های مختلف، بیان ساده و ذکر مثال‌های ملموس است که نویسنده بسیاری از آن‌ها را در زندگی خودش و مراجعانش به کار برده است.

عادت‌های کله‌شق: ارتقای آگاهی برای تبدیل‌شدن به نسخه‌ی بهتر خودتان جن سینسرو [Jen Sincero]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «عادت‌های کله‌شق: ارتقای آگاهی برای تبدیل‌شدن به نسخه‌ی بهتر خودتان» نوشته جن سینسرو [Jen Sincero] به ترجمه صفورا شریعتی‌نیا از سوی انتشارات کتاب درمانی منتشر شده است.

در مقدمه کتاب می‌خوانیم: «وقتی تصمیم گرفتم کتابی درباره‌ عادت‌ها بنویسم، به نظر می‌رسید که عنوان کتاب، دنباله‌ کتاب‌های قبلی «کله‌شق» باشد. در کتاب «تو یک کله‌شق هستی»، به این حقیقت کوچک اشاره کردم که افکار ما به کلمات، سخنان به اعتقاداتمان، اعتقادات به عادت‌ها و عادت‌هایمان به خود واقعی ما تبدیل می‌شوند. عادت‌، تنها قسمت این معادله است که هنوز عمیقاً درباره‌ی آن کنکاش نکرده‌ام و دیگر نمی‌توانم صبر کنم و باید بجنبم. در واقع، همه‌چیز از مکالمه‌ام با خودم شروع شد:
- عادت‌ها! البته! چرا، همین‌ها واقعیت‌های ما رو می‌سازن! باید نوشتن این کتاب رو شروع کنم.

همین طور که تنها چند روز پس از ترک غذای سرخ‌شده، در حال خوردن و لذت بردن از کوهی از حلقه‌های پیاز سوخاری بودم، فکر می‌کردم که می‌خواهم درباره‌ نحوه‌ خرید عضویت در باشگاه ورزشی بنویسم؛ در حالی که هرگز از آن استفاده نشود یا اینکه چطوری جلوی فحش دادن را نگیریم؛ چون در زمینه‌ این‌ها می‌توان نوشت.

- وای خدای من، این درسته! عادت‌هام افتضاح هستن. با خودم چه فکری کردم؟! من در حد یه کودک نوپا انضباط شخصی دارم.

شروع به نوشتن تمام دلایلی کردم که چرا برای نوشتن این کتاب صلاحیت، توانایی و مجوز لازم را ندارم؛ چطور می‌خواستم اعتبارم را زیر سؤال ببرم؟ به خوانندگانم توهین کنم و ناشرم را وادار کنم که پولش را پس بگیرد! سپس فهمیدم: «اوه، نگاه کن! من الآن توی یه عادت عالی هستم که ناخوشایندترین عادت بشره: تمرکز روی نکات منفی.» این واقعیت را در نظر نمی‌گیرم که بیش از دو دهه است که دست به سیگار نزده‌ام، با اینکه سیگار کشیدن را بیشتر از اکثر مردم دوست دارم. هر روز نخ‌دندان استفاده می‌کنم، آب کافی می‌نوشم، شکرگزارم، نویسنده‌ی خوبی هستم، مراقبه‌گر عالی و زمان‌شناس بسیار موفقی هستم و اینکه هر زمان که بخواهم، کوله‌پشتی‌ام را برمی‌دارم و مسیری کوهستانی را در آلپ -که بیشتر از حضور در باشگاه ورزشی بدبو انرژی می‌خواهد- می‌پیمایم. البته هنوز باید درباره‌ی فحش دادن و خوردن غذای سرخ‌شده روی خودم کار کنم.

اگر این کتاب را با هرگونه بدبینی درباره‌ پیگیری عادت‌هایتان می‌خوانید، می‌خواهم به شما یادآوری کنم که هیچ‌کس کامل نیست و اینکه ما واقعاً می‌توانیم هر کاری را که فکرمان را به آن معطوف کنیم، انجام دهیم (از جمله مواردی که در گذشته وانمود می‌کردیم فکرمان را به آن سمت برده‌ایم) و اینکه همه‌ی ما تمایل به خودکم‌بینی داریم و به‌جای اینکه پیروزی‌هایمان را جشن بگیریم، روی شکست‌هایمان تمرکز می‌کنیم. حتی افراد بسیار موفق نیز اعتراف می‌کنند که گاهی اجازه می‌دهند تا احساسات منفی و احساس عدم‌کفایت آن‌ها را احاطه کند. از برخی از آن‌ها شنیده‌ام که می‌گویند هر چند وقت یک ‌بار فراموش می‌کنند که چقدر کاری را که انجام می‌دهند، دوست دارند؛ تشویق‌های دیگران و بازخوردهای بی‌نظیری را که از دنیای خارج دریافت می‌کنند، نادیده می‌گیرند و تمام توجه‌ خود را معطوف به آن نظر سرشار از نفرت در اینستاگرام می‌کنند که می‌گوید آن‌ها گند زده‌اند. بلندگو را به او تحویل داده و اجازه می‌دهند تا نظرش تمام نظرات مثبت و مشوق را در خود ببلعد.

اگر می‌خواهید بر ذهنیت قدرتمند و مثبت خود در جهت بالا بردن بازی عادت‌ها تسلط داشته باشید، باید آگاه باشید و از پرسه زدن افکار منفی حول اینکه الآن دارم چه غلطی می‌کنم، جلوگیری کنید و این تنها با آگاهانه اندیشیدن درباره‌ افکار هم‌سو با کسی که می‌خواهید بشوید، به دست می‌آید. هنگامی که نوبت به ایجاد عادت‌های بزرگ و رها کردن عادت‌های به‌دردنخور می‌رسد، تعهدتان برای حفظ تمرکز بر کسی که می‌خواهید بشوید -بدون توجه به اینکه الآن در کجا قرار دارید و چه‌کسی هستید- نیرومندترین قدرتی است که به دست می‌آورید.

برخلاف تصور عموم، عادت‌ها بیشتر از اینکه درباره‌ کاری که انجام می‌دهید باشند، درباره‌ این هستند که می‌خواهید چه‌کسی بشوید.

یکی از دلایل اصلی که ما به عادت‌های محبوبمان پایبند نیستیم یا به‌طور دائم قید عادت‌هایی را که دوست داریم می‌زنیم، این است که روی اقدام به عمل تمرکز می‌کنیم (که مسئله‌ی مهمی است) و این در حالی است که از نظر احساسی و ذهنی با عادت‌ها درگیر نیستیم که مسئله‌ی مهم‌تری است. سپس وقتی عادت‌های جدید، چالش‌برانگیز یا خسته‌کننده می‌شوند (به لطف این واقعیت که اکثر عادت‌ها بسیار تکراری هستند)، آن‌ها را برای کار ساده‌تر یا چیزی سرگرم‌کننده‌تر یا چیزی که رضایت فوری بیشتری را به ما می‌دهد یا خوردن چیزی که با سس کچاپ بسیار خوشمزه می‌شود ، رها می‌کنیم.
برای مثال بگذارید بگوییم شما بارها و بارها سعی کرده‌اید تا عادت خود را درباره‌ی خرج کردن بیشتر از میزان درآمدتان ترک کنید. شغل خوبی با درآمد بالا به دست آورده‌اید و بخشی از درآمد هر ماه را در کارت اعتباری خود قرار می‌دهید و مقداری را به حساب پس‌انداز خود اختصاص می‌دهید و هر ماه با دقت بودجه‌ی خود را ترسیم می‌کنید. سپس علی‌رغم برنامه‌ریزی دقیق، می‌بینید که به مسافرت می‌روید و وسایل جدید می‌خرید و پول‌هایتان را خرج تفریح می‌کنید و قبل از اینکه بدانید، حساب پس‌اندازتان تبدیل به شهر ارواح شده و مجدداً مجبور به قرض گرفتن می‌شوید. به احتمال زیاد در اعماق وجودتان می‌ترسید که خرج کردن بیش از حد را متوقف کنید؛ چون سعی دارید یک خلأ عاطفی را با چیزها و تجربیات مختلف پر کنید. شاید شما در خانواده‌ی پرخرجی بزرگ شده‌اید و ناخودآگاه نگران هستید که اگر این سنت را زیر پا بگذارید و مقتصدانه خرج کنید، با قضاوت یا طرد آن‌ها مواجه شوید. هنگام ایجاد عادت‌های خوب، تمرکز روی کل بدن -ذهن، قلب و دستانتان- ضروری است، در غیر این صورت مراقبه متوقف می‌شود؛ دوباره استرس می‌گیرید و ناخن‌ها دوباره جویده می‌شوند و شاید دوباره جوگیر شوید.

امیدم این است که این کتاب دیدگاه‌های تازه‌ای در زمینه‌ی فرآیندهای اثبات‌شده‌ ایجاد عادت ارائه دهد و کمک کند تا هر مانعی را که در گذشته اجازه دادید تا بر شما سلطه یابد، کنار بزنید.

همچنین امیدوارم که با خلاصه کردن فرآیندی به‌ظاهر پیچیده و تقسیم آن به تمرینات قابل‌کنترل و در اندازه‌ی کوچک که یک ‌بار در روز انجام می‌دهید، کل تجربه‌ ایجاد و تخریب عادت آسان شود. می‌خواهم شما شروع کنید و بفهمید کدام ابزارها به‌منظور درک نتایج واقعی -نوعی از نتایج که هنوز به آن دست نیافته‌اید- برایتان بهترند و در دسترس شما قرار دارند. من مربی رشد فردی هستم، نه دانشمند؛ بنابراین در حالی که هدفم این است که شما آگاه‌تر و عاقل‌تر شوید، هیچ‌چیز مانند تحقق یافتن یک رؤیا مرا احساساتی نمی‌کند. «می‌بینی؟! اون کمربند مشکی کاراته‌ست که براش تلاش کردی! می‌بینی؟! تو انجامش دادی. من باید از این لحظه عکس بگیرم.»

صفورا شریعتی نیا نیز در معرفی این کتاب نوشته است: «برای ایجاد هر عادت جدیدی، تنها کافی است که فضا، ابزار، اطلاعات و انگیزه داشته باشید تا خود اصیل شما و کسی که واقعا هستید، اجازه ی آشکار شدن پیدا کند.

«عادت‌های کله‌شق» کتابی است که وقتی شروع به خواندن آن می‌کنید، تا جمله‌ آخر به خواندنش ادامه خواهید داد؛ این همان اتفاقی است که برای من افتاد و باعث شد تا تصمیم به ترجمه‌ آن بگیرم. حتی اگر از جدید و به‌روز بودن کتاب و استقبال مخاطبین انگلیسی‌زبان از آن بگذریم، تفاوت اصلی «عادت‌های کله‌شق» با کتاب‌های مشابه، معرفی روش‌های کاملاً کاربردی برای ایجاد و از بین بردن عادت‌های مختلف، بیان ساده و ذکر مثال‌های ملموس است که نویسنده بسیاری از آن‌ها را در زندگی خودش و مراجعانش به کار برده است؛ همین امر باعث می‌شود تا بعد از خواندن «عادت‌های کله‌شق» احساس کنید مطالب مفیدی را یاد گرفته‌‌اید.

چنین کتابی که سرشار از عبارات محاوره‌ای و تفاوت‌های فرهنگی است، نسبت به متون رسمی ظرافت بیشتری می‌طلبد تا بتوان منظور نویسنده را با در نظر گرفتن شرایط فرهنگی کشور عزیزمان، کاملاً به خواننده منتقل کرد.

امیدوارم که با خواندن این کتاب و اجرای راهکارهای معرفی شده، بتوانید عادت‌های مفیدی در خودتان ایجاد کنید و عادات مضر را ترک نمایید و در نهایت خودتان را بیشتر دوست داشته باشید؛ همان طور که نویسنده در آخرین جمله‌ کتاب می‌گوید: «دوست داشتن تمام وجودتان، به سادگیِ یک عادت است؛ عادتی که قطعاً ارزشش را دارد.»

کتاب «عادت‌های کله‌شق: ارتقای آگاهی برای تبدیل‌شدن به نسخه‌ی بهتر خودتان» نوشته جن سینسرو به ترجمه صفورا شریعتی‌نیا در 176 صفحه به بهای 49 هزار تومان از سوی انتشارات کتاب درمانی منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...