کتاب «باید با یک نفر حرف بزنی» [Maybe You Should Talk to Someone] اثر لاری گاتلیب [Lori Gottlieb] منتشر شد.

باید با یک نفر حرف بزنی» [Maybe You Should Talk to Someone]  لاری گاتلیب [Lori Gottlieb]

به گزارش کتاب نیوز، کتاب «باید با یک نفر حرف بزنی» از جمله آثار تازه منتشر شده توسط نشر هیرمند است که با ترجمه پریسا غریبی ارائه شده است.

لاری گاتلیب نویسنده کتاب «بهتر است با یک نفر حرف بزنی» درمانگری ساکن ‏شهر لس‌آنجلس است که به افشای زندگی و روابط انسان‌ها می‌پردازد. او یکی از نویسندگان این اثر پرفروش ‏به انتخاب نیویورک تایمز است و ستون‌نویسی شناخته شده در سطح ملی. کتاب، ما را به پشت صحنه دنیای ‏درمانگران می‌برد، جایی که او و بیمارانش به دنبال جواب سوال‌هایشان می‎گردند.

نشر هیرمند در معرفی این کتاب نوشته است:

در این کتاب، نویسنده، که خود روان­ درمانگر است، با شوخ­‌طبعی، صراحتی بی­‌سابقه و دانشی چشمگیر ما را به سیاحتی عمیقاً شخصی اما عمومی به درون قلب و ذهنمان دعوت می­‌کند و هدیه­‌هایی هم برایمان تدارک دیده است: تصویری افشاگرانه از انسان بودنمان، گزارشی بامزه و روشنگرانه از زندگی اسرارآمیزمان و قدرت متحول کردن آن­.

«باید با یک نفر حرف بزنی» اثر لاری گاتلیب را ناشران دیگری نیز پیش از نشر هیرمند منتشر کرده اند. 

این کتاب با قیمت 90 هزارتومان توسط نشر هیرمند در کتابفروشی ها در دسترس علاقمندان قرار دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...