کتاب «حقوق بین‌الملل ورزش؛ راهنمای مقدماتی» نوشته یان بلک‌شاو با ترجمه مهرداد محمدی و با دیباچه روزبه وثوق‌احمدی در ۲۲۴ صفحه با شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۴۰ هزار تومان توسط نشر خرسندی منتشر شد. 

به گزارش ایسنا، در بخشی از مقدمه نویسنده در کتاب آمده است: امروزه ورزش به صفحات انتهایی روزنامه‌ها محدود نیست، بلکه راه خود را به صفحات ابتدایی نیز پیدا کرده است. پرونده‌ها و تحولات ورزشی نیز به طور گسترده‌ای در رسانه‌های مختلف، به ویژه در اینترنت و پلتفورم‌های دیجیتال به‌عنوان خبر پوشش داده می‌شوند.

این روند به‌خصوص در مورد پرونده‌های دوپینگ صدق می‌کند، که علی‌رغم تلاش نهادهایی همچون آژانس جهانی مبارزه با دوپینگ (وادا) رو به افزایش است و سرتیتر خبرها را تشکیل می‌دهد. همچنین سایر پرونده‌ها و اختلافات ورزشی که بخشی از حجم کاری رو به افزایش دیوان داوری ورزش را تشکیل می‌دهند نیز به بخش لاینفک اخبار ورزشی و رسانه‌ای تبدیل شده‌اند. 

حقوق ورزشی نیز به سرعت در حال پیشرفت و تحول است و مخاطبین بیشتری را در کلیه سطوح به خود جذب می‌کند. لذا، علاقه به دانش پایه‌ای و عمومی جنبه‌های حقوقی ورزش در میان دانشجویان، حقوقدانان، بازاریابان ورزشی، ایجنت‌ها، تبلیغ‌کنندگان ورزشی و مدیران ورزشی شکل گرفته است. 

هدف کتاب مقدماتی حاضر برآوردن این نیازها است که ادبیات حقوق ورزشی موجود آن‌ها را برآورده نساخته است. 

اگرچه موضوعات ارائه‌شده در کتاب پیش‌ رو گزیده‌ای از مسائل مهم هستند و حقوق ورزشی حوزه‌ای بسیار گسترده است، لیکن اعتقاد بر این است که موضوعات انتخاب‌شده مهم‌ترین موضوعات پیش‌ روی دنیای ورزش و مورد توجه رسانه‌ها در حال حاضر هستند. 

در جای جای این کتاب خواننده به مقالات، کتاب‌ها، نشریات و سایر منابع ارجاع داده شده است که اطلاعات بیشتر و تحلیل دقیق‌تری در مورد مسائل مختلف مطروحه در کتاب به دست می‌دهند و بر ارزش و کارایی متن می‌افزایند. 

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...