کتاب «حقوق اقتصادی» اثر دکتر محمد رسولی توسط انتشارات جنگل منتشر شد.

حقوق اقتصادی محمد رسولی

به گزارش کتاب نیوز، حقوق اقتصادی دانش میان رشته‌ای تازه تاسیسی ست که مباحث حقوقی و قوانین و مقررات را از منظر اقتصادی بررسی و تحلیل می‌کند. در این رشته میزان تاثیرات اقتصادی وضع هر قانون یا مقرره بررسی می‌شود.

این کتاب در قالب دو فصل تهیه شده است. فصل نخست آن با عنوان کلیات دارای گفتارهای:
حقوق، اقتصاد، اقتصاد ارزشی، اقتصاد اطلاعات، اقتصاد آموزش، اقتصاد آنارشیستی، اقتصاد انرژی، اقتصاد باز، ارتباط دو حوزه اقتصاد و حقوق، لزوم توجه به اقتصاد در حقوق، حقوق اقتصادی مردم، نیاز اقتصاد به حقوق، منابع حقوق اقتصادی و جایگاه حقوق اقتصادی در جامعه است.

در فصل دوم نیز با عنوان «تحلیل اقتصادی حقوق» به این مباحث پرداخته شده است:
تحلیل اقتصادی حقوق، سیاست و حقوق اقتصادی، اقتصاد در حقوق اساسی، حقوق رقابت از منظر حقوق بشر، حقوق اقتصادی و مردم، حقوق اقتصادی از منظر منافع ملی، افزایش کارایی در حقوق اقتصادی، فواید حقوق اقتصادی برای مردم.

کتاب «حقوق اقتصادی» در 110صفحه و به قیمت 45 هزار تومان توسط نشر جنگل عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ................

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...