کتاب «کوله‌ات را بردار!» به قلم حسین عرب‌اسدی و حمیدرضا محمدی منتشر شد.

کوله‌ات را بردار! به قلم حسین عرب‌اسدی و حمیدرضا محمدی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، «کوله‌ات را بردار!»؛ مهارت‌ها و تکنیک‌های کار تشکیلاتی در میدان عمل به قلم حسین عرب‌اسدی و حمیدرضا محمدی توسط انتشارات امتداد دانش منتشر شد.

تشکیلات و مفاهیم مرتبط با آن، مفهومی عملی است، نه نظری! یعنی در کشاکش عرصۀ عمل و عینیت، تجسم و ظهور می‌یابد و ادراک می‌شود؛ از این‌رو هرچه در مقام نظر به آن پرداخته می‌شود، روایتی است از عملیات عینی و بیرونی. مهارت‌ها در رفتار تشکیلاتی، همانند روغن در موتور -که روان‌کنندۀ حرکت چرخ‌دنده‌ها هست- روان‌کننده و تسهیل کنندۀ عملیات در تشکیلات است و می‌تواند ارتباطات تشکیلاتی را بهینه نماید. البته باید توجه داشت که مهارت‌ها در عمل‌کردن به آموزه‌های تشکیلاتی، تولید و توسعه می‌یابند؛ هر کسی که در پی توانمند شدن در کار تشکیلاتی است، باید این مهارت‌ها را در عرصۀ عمل بیشتر به کار گیرد. هرچه ما در عمل به آموزه‌های تشکیلاتی عمل کنیم، مهارت‌های بیشتری را کسب می‌کنیم و مهارت‌های جدیدتری را نیز می‌توانیم تولید کنیم.

عرصۀ عمل در تشکیلات، زایندۀ مهارت‌ها است؛ بنابراین برای مهارت‌افزایی تشکیلاتی، راه اصلی، عمل‌کردن است، نه مطالعه‌کردن! هرچه مطالعۀ مهارت‌ها به ما منتقل کند، مادامی که در عمل آن را به کار نگیریم، فاقد هر نوع فایده‌ای برای کار و عمل تشکیلاتی است. بسیاری از مصادیق مشکلات در کار تشکیلاتی، ریشه در فقدان یا ضعف یک مهارت تشکیلاتی دارد. البته نباید فراموش کرد که بینش تشکیلاتی، تبیین‌کنندۀ بسیاری از مسائل تشکیلات است، اما ادراک مهارت‌ها و اشراف به آن‌ها نیز برای یک آدم تشکیلاتی امری ضروری و لازم است.

کتاب «کوله‌ات را بردار!»، تلاش کرده است تا از زاویه‌ای جدید به ماهیت تشکیلات و ابعاد مختلف آن نگاه کرده و در خلال این مهم، بخشی از مهارت‌ها و تکنیک‌های تشکیلاتی را که می‌تواند در کوله‌بار و تجهیزات همراه هر آدم تشکیلاتی قرار گیرد، فهرست کرده و در یک دسته‌بندی ارائه نماید. می‌توان گفت خوانندۀ کتاب در قالب یک الگوی مفهومی از تشکیلات که در ذیل ساحت‌های کار تشکیلاتی مطرح شده است، با رویکری جدید و از زاویه‌ای نو به تشکیلات نگریسته و تکنیک‌های مهمی که در این مواجهه باید بداند و در موقعیت‌های مختلف به کار گیرد را در اختیار خواهد داشت.

این کتاب به قلم حسین عرب‌اسدی و حمیدرضا محمدی در هشت فصل و در ۲۲۴ صفحه، با قیمت ۴۳,۰۰۰ تومان در پاییز ۱۳۹۹ توسط انتشارات امتداد دانش روانۀ بازار نشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...