«جمهوری باورها» [The republic of beliefs : a new approach to law and economics] نوشته کاشیک باسو [Kaushik Basu] منتشر شد.

جمهوری باورها» [The republic of beliefs : a new approach to law and economics]  کاشیک باسو [Kaushik Basu]

به گزارش کتاب نیوز، کتاب «جمهوری باورها» با زیر عنوان «رویکردی جدید به حقوق و اقتصاد»، نوشته کاشیک باسو با ترجمه رضا بخشی‌آنی و مجید امیدی از سوی نشر روزنه منتشر شده است.

کاوشیک باسو یک اقتصاددان هندی است که از سال 2012 تا 2016 اقتصاددان ارشد بانک جهانی بوده است.

ناشر در معرفی این اثر او آورده است:

تحلیل اقتصادی سنتی در حوزه قانون‌گذاری دارای نقایص قابل توجهی است و نتوانسته است برای برخی از سؤالات مهم پاسخ رضایت‌بخشی را ارائه دهد. چرا قوانینی که با نیات خوب تدوین شده‌اند هرگز اجرا نمی‌شوند؟ آیا وقتی قوانین اجرا نمی‌شوند، یک شکست در تنظیم قانون رخ داده است یا مجریان قانون مقصر هستند؟ و از همه مهمتر، با توجه به اینکه قوانین صرفاً کلماتی روی کاغذ ‌می‌باشند، چه عاملی باعث تأثیرگذاری آنها می‌شود؟ این کتاب تحلیلی بدیع و برانگیزاننده برای چگونگی درک رابطه بین اقتصاد و اجرای قانون در دنیای واقعی ارائه می‌دهد.
کاشیک باسو با ارائه نظریه بازی مدرن، رویکرد «نقطه کانونی» را پایه‌گذاری می‌کند، و در این چارچوب نه تنها اقدامات و منافع شخصی شهروندان که باید از قوانین پیروی کنند، بلکه همچنین کارکنان دولت – سیاستمداران، قضات و دیوان سالاران – که مجریان قانون هستند، را نیز مدل سازی می‌کند. وی ارتباطات بین هنجارهای اجتماعی و قانون را نشان می‌دهد و تشریح می‌کند که چگونه باورهای ذهنی متأثر از این هنجارها می‌توانند رفتار انسان را تغییر دهند. باسو چارچوب جدیدی را برای نحوه تعامل حقوق و اقتصاد فراهم می‌کند. چارچوبی که هم برای کشورهای کمتر توسعه یافته و هم برای کشورهای پیشرفته قابل استفاده است.
جمهوری باورها با برجسته ساختن محدودیت‌ها و ظرفیت‌های حقوق و اقتصاد، طرز تفکر تازه‌ای را پیشنهاد می‌کند که با استفاده از آن می‌توان قوانین مؤثرتری را تنظیم نمود و به بهبود عدالت در جامعه کمک کرد.

«جمهوری باورها» نوشته کاشیک باسو در 318 صفحه و قیمت 84 هزارتومان در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...