کتاب «نوآوری اجتماعی دیجیتال؛ مفاهیم، کاربردها و آینده پیش‌رو» [What next for digital social innovation: realising the potential of people and technology to tackle social challenges] در 218صفحه توسط انتشارات جهاد دانشگاهی قم منتشر شد.

به گزارش ایسنا،  «نوآوری اجتماعی دیجیتال» توسط دکتر سید محمد باقر جعفری عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، مجتبی بهرامی گرو و زهرا ساجدی ترجمه شده است.

کتاب حاضر ترجمه کتاب "چه آینده‌ای پیش روی نوآوری اجتماعی دیجیتال است؟ درک پتانسیل مردم و فناوری برای غلبه بر چالش‌های اجتماعی" نوشته مت استوکس[Matt Stokes]، پیتر بک و توبی بیکر منتشر شده توسط کمیسیون اروپایی در سال 2017 است.

این کتاب قصد دارد با نگاهی دقیق به موارد مذکور، جنبه‌های مختلف انقلاب نوآوری اجتماعی دیجیتال را بررسی و آن را به نهادها و کسب و کارهای ایرانی معرفی کند.

در این کتاب مفاهیم و همچنین تجارب کشورهای اروپایی در این زمینه بررسی شده و موفقیت‌های بدست آمده به همراه مسائل و مشکلات آن بررسی می‌شود.

این کتاب از سه بخش اصلی تشکیل شده است که بخش اول به توضیح و تفسیر نوآوری اجتماعی دیجیتال و تعریف آن در اروپا می‌پردازد. بخش دو به مقایسه پیشرفت و روندهای نوآوری اجتماعی دیجیتال در کشورهای مختلف اروپا اختصاص دارد و بخش سوم به روشی دقیق، عوامل موفقیت و یا عدم موفقیت نوآوری اجتماعی دیجیتال را با آوردن نمونه‌هایی از سراسر اروپا بررسی می‌کند.

در پایان بخش سوم کتاب، یک راهنمای عملی قرار دارد که نوآوران و علاقه‌مندان به این حوزه می‌توانند قبل از آغاز فعالیت به صورت حرفه‌ای با کمک این راهنمایی‌ها، مسیر خود را برای رسیدن به رشد سنجیده و در جهت پیشبرد نوآوری خود، نقاط  ضعف و قوت را تشخیص دهند.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...