«آثار و اندیشه های زیگموند فروید»  [Sigmund Freud : an introduction] نوشته  ژان میشل کینودو [Jean-Michel Quinodoz] توسط نشر نو منتشر شد.

روانشناسی آثار و اندیشه های زیگموند فروید»  [Sigmund Freud : an introduction]  ژان میشل کینودو [Jean-Michel Quinodoz]

به گزارش کتاب نیوز، کتاب روانشناسی «آثار و اندیشه های زیگموند فروید»  توسط علیرضا طهماسب و مجتبی جعفری ترجمه شده است.

ناشر در معرفی این اثر آورده است:

شرحی موجز و در عین حال فراگیر از حیات فکری زیگموند فروید، از آغاز تجارب بالینی او در وین دهه‌ی 1880 تا سال‌های پایانی زندگی‌اش در دهه‌ی 1930 در لندن. این نگاه گاهشمارانه به‌وضوح نشان می‌دهد که چگونه آرای فروید پیوسته غنا یافتند و در قالبی درمانگرانه ریخته شدند. از آنجا که رهیافت‌های او، شامل مفاهیمی مانند عقده‌ی ادیپ و تأویل رؤیا، همچنان بر بسیاری از رشته‌های دانش اثرگذارند، این درآمد گیرا و خواندنی هم به کار اهلِ فن می‌آید و هم برای هر علاقه‌مند به روانکاوی و تاریخ اندیشه جذاب است. آنچه فروید در جایگاه یکی از نوآورترین و انقلابی‌ترین چهره‌های قرون نوزدهم و بیستم، به تاریخ اندیشه افزود، به‌رغم مناقشات و انتقادات، هنوز زنده و پویا است.

«آثار و اندیشه های زیگموند فروید» نوشته ژان میشل کینودو توسط نشرنو در قطع رقعی، 215 صفحه و با قیمت 64 هزارتومان به چاپ رسیده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...