کتاب روانشناسی «بمانم یا بروم»  [Stay or leave? : six steps to resolving your relationship indecision‬] با موضوع تصمیم‌گیری به ویژه در روابط عاطفی، ازسوی انتشارات شمعدونی منتشر شد.

بمانم یا بروم»  [Stay or leave? : six steps to resolving your relationship indecision‬]  بورلی استون [Beverley Stone]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، کتاب روانشناسی «بمانم یا بروم» نوشته بورلی استون [Beverley Stone] روانشناس بریتانیایی است و دیپاک چوپرا نویسنده و روان‌درمانگر معنوی این کتاب را پیشنهاد کرده است.

وی در یادداشت خود برای این کتاب نوشته است: «بورلی استون به ما نشان می‌دهد که با برداشتن قدم‌های عقلانی چطور می‌توانیم الگوهای نابودکننده فکری و رفتاری خود را از بین ببریم و روابطی سالم با خود و دیگران داشته باشیم. خواندن کتابهای او را به شدت توصیه می‌کنم.»

نویسنده کتاب «بمانم یا بروم» در مقدمه کتاب نوشته است: «این کتاب برای همه کسانی مناسب است که می‌خواهند زندگی خود را تغییر دهند، اما با ناتوانی در انتخاب مسیر درست و عملی کردن تصمیمشان، در کشمکش هستند. امیدوارم بتوانم شما را قانع کنم که زنجیرهایی که دست و پایتان را بسته‌اند، ساخته خود شما هستند. با فهم این موضوع، شما به کلیدی دست پیدا خواهید کرد که برای پایان دادن به دودلی و تردیدهایتان در رابطه نیاز دارید.»

در پشت جلد این کتاب می‌خوانیم: «شما وسط یک رابطه گیر افتاده‌اید، از یک طرف دوستش دارید، از طرف دیگر احساس می‌کنید ماندن در این رابطه برای شما، درد و رنج بسیاری به همراه دارد. یا با کسی هستید که دغدغه‌های مالی شما را برطرف کرده اما خودخواهی او، آزارتان می‌دهد. به طور مثال با کسی ازدواج کرده‌اید که شما را بسیار دوست دارد، اما احساس می‌کنید که زنجیر به پایتان بسته و بدون حضورش نمی‌توانید کاری انجام دهید. یا سالهاست متاهل هستید و به خاطر فرزندانتان با رابطه‌ای که از آن راضی نبوده‌اید کنار آمدید، اما حالا آن‌ها خانه را ترک کرده‌اند و شما می‌توانید دنبال علایقی بروید که یک عمر از طرف شریک زندگیتان به سخره گرفته شده است یا با کسی که دوستش دارید زندگی می‌کنید؛ اما از نظر جنسی جذب او نمی‌شوید و یا فکر می‌کنید که ممکن است او چنین حسی نسبت به شما نداشته باشد. این وضعیت‌های دشوار و این حالت نوسانی بین ماندن و رفتن باعث آزار روانی شما می‌شود و حتی ممکن است دچار بیماری‌های جسمی شوید.

من بِورلی استون (روانشناس، درمانگر و مشاور روابط زوجین با سال‌ها سابقه روان‌درمانی) خوب می‌دانم که ماه‌ها و یا سالهاست می‌خواهید کاری کنید. من زنان و مردان بسیاری را دیده‌ام که بخش بزرگی از خود را با ماندن در این نوع رابطه از دست داده‌اند. در این کتاب به شما کمک می‌کنم از هرگونه دوراهی مانند انتخاب شغل؛ سبک زندگی، انتخاب رشته تحصیلی و هر نوع تصمیمی که در زندگی، شما را دچار شک و تردید کرده، نجات پیدا کنید و تصمیمی درست بگیرید.»

مصطفی قوانلو قاجار مدیر مسئول انتشارات شمعدونی در بخشی از یادداشت خود برای این کتاب نوشته است: تصمیم‌گیری در مورد ماندن یا رفتن یکی از مهمترین و دردناکترین تصمیم‌ها در زندگی ماست. روزانه میلیونها نفر در سراسر جهان به طور مخفیانه به این موضوع فکر می‌کنند. این درحالی است که شریک آن‌ها احتمالاً اطلاع چندانی از این تصمیم مهم ندارد.

ما انتظار داریم که در روابط عاشقانه عمیقاً خوشحال باشیم و بنابراین زمان زیادی را به این فکر کنیم که آیا روابط ما، از نظر جنسی و روانی برایمان رضایت‌بخش است یا با الگوهای غیرمعمول پاتولوژیک عجین شده که باید هرچه زودتر از آن خارج شویم. پاسخ این گونه سوالات را می‌توان در این کتاب یافت. اگرچه این کتاب فقط درباره روابط زوجین نیست. تصمیم‌های شغلی، تحصیلی، عاطفی، اقتصادی می‌تواند در دایره تصمیم‌گیری ما قرار گیرد. اصولا هرگاه در زندگی برسر دوراهی قرار می‌گیریم و نمی‌دانیم چه کار باید بکنیم، خواندن مطالب این کتاب راهگشا است.

نویسنده این کتاب بورلی استون دارای مدرک روانشناسی کاربردی و کارشناسی ارشد در روابط انسانی، همکار ارشد انجمن سلطنتی پزشکی، بنیانگذار و مدیر عامل انجمن روانشناسان تجارت وشرکت داینامیک اینترنشنال از سال ۱۹۸۹ و عضو انجمن حمایت از افراد آسیب‌پذیر است.

کتاب بمانم یا بروم با ترجمه میترا نادری در تیراژ ۱۰۰۰ نسخه با قیمت ۳۵هزارتومان از سوی انتشارات شمعدونی منتشر شده و بر روی پیشخان کتابفروشی‌ها قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...