محمود گلزاری درباره کتاب «عشق دیوانه‌وار» گفت‌: در این کتاب به ۱۲ نوع بیماری اختلالی شخصیتی اشاره شده که خودشیفتگی یکی از آن‌هاست و به گواه روانشناسان آمریکایی ترامپ به این بیماری مبتلاست.

به گزارش مهر، بیست و نهمین برنامه نقد کتاب کتابخانه پیروزی تهران با محوریت کتاب «عشق دیوانه وار» نوشته دبلیو برَد جاستون و کِلی موری با ترجمه مهرداد فیروز بخت، روز دوشنبه ۲۷ خرداد با حضور محمود گلزاری و جمعی از مخاطبان این کتابخانه برگزار شد.

گلزاری در ابتدای این جلسه با اشاره به کتاب «عشق دیوانه وار» که به اختلالات شخصیتی می‌پردازد، این کتاب را از زمره کتب روان‌شناسی علمی دانست و گفت: نویسندگان این اثر سعی کردند آن را به زبان ساده برای عموم مردم بنویسند و بحث اصلی آن نیز در مورد اختلالات شخصیتی است. این کتاب تلاش دارد با قصه‌گویی واقعی به مباحث روان‌شناسی ورود پیدا کند تا برای همگان قابل فهم باشد.

وی افزود: کتاب «عشق دیوانه وار» به مخاطب امید نمی‌دهد و بیشتر به درد کسانی می‌خورند که در شرف ازدواج هستند. روش‌های این کتاب، روش‌های غربی است و با فرهنگ کشور ما و حتی کشورهای شرقی هم خوانی ندارد. در مباحث روان‌شناسی، بیماری‌های متعددی داریم. روان‌شناسان از دیرباز بیمارهای روانی را به سه گروه تقسیم کردند که اولی آن «بیماری‌های روان رنجوری» است که شامل اضطراب، وسواس، خشم زیاد، ترس‌های غیر منطقی و غیره می‌شود. این نوع بیماران از بیماری رنج می‌برند اما می‌توانند در جامعه حضور داشته باشند و روان‌شناسان قادر خواهند بود با دارو، بیماری‌شان را تخفیف دهند.

عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی در ادامه گفت: همه ما می توانیم در معرض این نوع بیماری باشیم. ۲۰ تا ۳۰ درصد از جمعیت کشور دارای این نوع بیماری هستند هر چند که این بیماران بعد از مدتی با دارو می‌توانند به زندگی عادی خود برگردند.

گلزاری از بیماری «روان پریشی» به عنوان دومین بیماری یاد کرد که ریشه بیشتر آن ژنتیکی است و گفت: این نوع بیمارها دارای مشکلات و بیماری های وخیم درمانی هستند که از سنین ۱۵ سالگی خودش را نشان می‌دهد و شیزوفرنی یکی از این نوع بیماری‌هاست و حتماً باید تحت درمان قرار بگیرند و حتی بستری شوند هر چند که امیدی هم به بهبودی کامل آنان وجود ندارد. البته تعداد آنان در جامعه ما ۱ تا ۲ درصد بیشتر نیستند.

وی گروه سوم را بیماران «اختلالات شخصیتی» عنوان کرد که مورد اشاره کتاب «عشق دیوانه وار» است و گفت: این نوع بیماران از مریضی خود رنج نمی‌برند و نیازی هم به بستری هم ندارند. تنها کسانی که به آنان نزدیک‌ترند متوجه بیماری آنان می‌شوند که بدبینی، بد دلی، خود شیفتگی، قانون شکنی و … از زمره این نوع بیماری‌هاست که شخصیت آنان صفر شده و معمولاً با دارو نیز بهبود نمی‌یابند. کتاب «عشق دیوانه وار» تلاش دارد به مخاطب که معمولاً افراد جوان و ازدواج نکرده، اعلام کند که اگر قبل از ازدواج متوجه شدید که شریک زندگی شما دارای اختلالات شخصیتی است، مراقب باشید که با او تن به ازدواج ندهید چرا که حتماً زندگی شما را نابود خواهد کرد و عشق شما را به ویرانی خواهد کشانید؛ اما اگر با این نوع افراد ازدواج کردید و دارای فرزند شدید و اگر شاهد برخوردهای خطرآفرین از سوی او نبودید، صبوری پیشه و تحمل کنید.

این دکتر روان‌شناس در ادامه گفت: در این کتاب به ۱۲ نوع از این اختلالات شخصیتی اشاره شده که معمولاً تعدادی از آنان که شامل جامعه ستیز، پارانوئید، خودشیفتگی، شخصیت‌های نمایشی که سرزنش‌گر هستند و گناهان خود را به گردن دیگران می‌اندازند و کسانی که رفتارهای پر خطر آنی دارند. به گواه روان شناسان امریکایی، دونالد ترامپ دارای خودشیفتگی است. به هر حال، روان‌شناسان زبده و روان‌شناسان بالینی قادر خواهند بود این نوع بیماری‌ها را تشخیص و درمان کنند.

گلزاری گفت: اختلالات شخصیتی، مجموعه‌ای از صفاتی است که به سادگی تغییر نمی‌کند و یک بحث کاملاً تخصصی است که به سادگی تشخیص داده نمی‌شود. کسانی که قرار است مسئولیتی در کشور بپذیرند لازم است که تست‌های روان شناسی را پاسخ دهند تا دارای اختلالات شخصیتی نباشند. مطالعه این کتاب در کنار یک روان‌شناس مفیدتر خواهد بود، چرا که این کتاب برای گروه خاص نوشته شده که دارای چنین مشکلاتی هستند.

وی گفت: راه‌های تشخیص اختلالات شخصیت به این‌ترتیب هستند: مشاهده زندگی فرد مورد نظر، مشاهده دوستانی که با او بیشتر رفت و آمد دارند، مشاهده عینی خودمان از فرد مورد نظر و تست‌های روان شناسی. و ممکن است در دنیا کسانی باشند که اختلالات شخصیت نداشته باشند

از داستانی که عمه‌ الیزابت موعظه‌گو، برایش نقل کرده الهام گرفته... نجاری سخت‌کوش است که هتی سورلِ زیبا و خودخواه را دوست دارد... مالک جوان دختر را ترک می‌کند و او با اینکه آدام را دوست ندارد، حاضر می‌شود زن او شود... خانه را ترک می‌کند و بچه را از بین می‌برد... محکوم به اعدام می‌شود... زیبایی جسمانی‌اش طبق اصول اخلاقی «پاک‌دینان» به منزله‌ی دامی است که شیطان نهاده ...
جامعه ما و خاورمیانه معاصر پر هستند از پدیده‌های ناهم‌زمان در یک زمان. پر از تناقص. فقط طنز می‌تواند از پس چنین ناهنجاری و تناقصی برآید... نمی‌خواهم با اعصاب مخاطب داستان بازی کنم و ادای «من خیلی می‌فهمم» و «تو هم اگر راست می‌گویی داستان من را بفهم» دربیاورم... داستان فرصتی برای ایستادن و در خود ماندن ندارد ...
شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...