انتشارات ارجمند، کتاب «چه باید کرد؟»[The how-to book for students of psychoanalysis and psychotherapy] نوشته شلدون باخ [Sheldon Bach] را با ترجمه آناهیتا گنجوی روانه بازار کتاب کرد.

چه باید کرد؟»[The how-to book for students of psychoanalysis and psychotherapy] نوشته شلدون باخ [Sheldon Bach]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این کتاب که شامل پرسش‌های متداول دانشجویان روانکاوی و روان‌درمانی است، با زبانی ساده و گرمایی خاص در مورد مشکلات بی‌شماری که درمانگران جوان با آنها روبه‌رو هستند صحبت می‌کند، از شرایط اتاق درمان گرفته تا دریافت هزینه و دست‌وپنجه نرم کردن با انتقال / انتقال متقابل خودآزار- دگرآزارانه. شلدون باخ به‌عنوان یک روانکاو IPA کهنه‌کار و استادی مجرب این اثر را از دل سوالات شاگردان خود طی سال‌های متمادی پیرامون «چه باید کرد» ها در فضای روان‌درمانی پدید آورده است.

این کتاب تلاشی در راه خلاصه کردن دیدگاه‌های افراد متفاوت نیست، بلکه به تعدادی سوال کاربردی می‌پردازد که دانشجویان روانکاوی و درمانگران این حیطه بسیار با آنها مواجه می‌شوند. سوالات موجود در بخش‌های مختلف کتاب طیف متنوع و گسترده‌ای را پوشش می‌دهند، از جمله: نحوه انتخاب روانکاو خود، انجام دادن مصاحبه اولیه، گوش دادن به بیمار، صحبت کردن در مورد انتقال و کنار آمدن با انواع آن، فکر کردن به فرایند تحلیلی و داشتن دیدگاهی کل‌نگرانه.

این کتاب ۱۰۴ صفحه‌ای با قیمت ۲۳ هزار تومان در کتاب‌فروشی‌ها و نیز با ده درصد تخفیف در سایت انتشارات ارجمند قابل دسترسی است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...