چاپ دوم کتاب «زیگموند فروید: در قاب عکس‌ها و لابه‌لای کلمات» [Sigmund Freud: his life in pictures and words] توسط نشر اختران منتشر شد. چاپ نخست این کتاب در سال ۸۵ منتشر شده بود.

«زیگموند فروید: در قاب عکس‌ها و لابه‌لای کلمات» [Sigmund Freud: his life in pictures and words]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، انتشارات اختران چاپ دوم کتاب «زیگموند فروید: در قاب عکس‌ها و لابه‌لای کلمات» ترجمه حسن مرتضوی و مهدی ارجمند را با شمارگان دو هزار نسخه، ۳۵۶ صفحه و بهای ۱۲۰ هزار تومان منتشر کرد. چاپ نخست این کتاب سال ۱۳۸۵ با شمارگان سه هزار و ۳۰۰ نسخه و بهای هشت هزار تومان منتشر کرده بود. ویراستاران این کتاب ارنست فروید، لوسی فروید و ایلزه گروبریچ – سیمیتیس [Grubrich - Simitis, Ilse] هستند و طرح زندگینامه از ک. ر آیسلر است.

در این‌کتاب مصور، برخی از جنبه‌های خصوصی و اجتماعی زندگی زیگموند فروید ـ روانکاو معاصر ـ با استفاده از عکس‌های خانوادگی وی و نیز دست‌نوشته‌ها، نامه‌ها و آثار چاپی او بررسی شده است. بنا به مطالب درج شده کتاب «سندی است حیرت‌ انگیز و تاثیرگذار که چهره‌ فروید را در مقام شوهر و پدربزرگ، رفیقی مخلص، شهروندی راحت‌طلب، متفکری عمیق، و عتیقه‌شناسی برجسته... جان تازه‌ای می‌بخشد.»

هر تصویر در کتاب با قطعه‌ای از نوشته‌های خود فروید همراه شده است و به این ترتیب، جایگاه آن را در زندگی وی نشان می‌دهد. گردآورندگان کتاب حاضر، هم‌چنین، تاریخچه‌ موضوعات و مکان‌هایی را گنجانده‌اند که نقش مهمی در زندگی او داشته است. افزون بر این، زمینه‌های تاریخی و اجتماعی تکوین اندیشه‌ فروید و نیز روانکاوی در بستر قرن نوزده و بیست در بخش آغازین کتاب، توضیح داده شده است.

کتاب با پیشگفتار ایلزه گروبریچ – سیمیتیس و طرح زندگینامه فروید از ک. ر آیسلر آغاز می‌شود. در ادامه بخش‌های مختلف کتاب گزارش‌هایی تصویری است از دوره‌های متعدد زندگی فروید از دوران کودکی تا مرگ.

................ هر روز با کتاب ...............

از داستانی که عمه‌ الیزابت موعظه‌گو، برایش نقل کرده الهام گرفته... نجاری سخت‌کوش است که هتی سورلِ زیبا و خودخواه را دوست دارد... مالک جوان دختر را ترک می‌کند و او با اینکه آدام را دوست ندارد، حاضر می‌شود زن او شود... خانه را ترک می‌کند و بچه را از بین می‌برد... محکوم به اعدام می‌شود... زیبایی جسمانی‌اش طبق اصول اخلاقی «پاک‌دینان» به منزله‌ی دامی است که شیطان نهاده ...
جامعه ما و خاورمیانه معاصر پر هستند از پدیده‌های ناهم‌زمان در یک زمان. پر از تناقص. فقط طنز می‌تواند از پس چنین ناهنجاری و تناقصی برآید... نمی‌خواهم با اعصاب مخاطب داستان بازی کنم و ادای «من خیلی می‌فهمم» و «تو هم اگر راست می‌گویی داستان من را بفهم» دربیاورم... داستان فرصتی برای ایستادن و در خود ماندن ندارد ...
شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...