لوری راک استراو همسر کورت ونه‌گات نویسنده ضد جنگ آمریکایی از انتشار زندگینامه وی خبر داد.

به گزارش مهر، استراو که استاد یکی از دانشگاههای آمریکا است خاطرات خود و همسرنویسنده‌اش را تحت عنوان "خاطرات من با کورت" در دست انتشار دارد.

وی در این کتاب ماجراهای زندگی وونه‌گات از زمان آشنایی خود با وی را که به 42 سال پیش باز می‌گردد تا سال درگذشت نویسنده در سال 2007 را به رشته تحریر درآورده است.

ماجرای آشنایی نویسنده رمان "شب مادر" با همسرش به سال 1965 باز می‌گردد، سالی که وی در کارگاه داستان‌نویسی وونه‌گات در دانشگاه آیووا شرکت کرد بود زمانیکه نویسنده هنوز کتاب مطرح خود را با عنوان "سلاخ‌خانه شماره 5" منتشر نکرده بود.

به گزارش دیلی تلگراف کتاب راک استراو در آوریل 2009 دقیقا دوسال بعد از فوت وونه‌گات منتشرخواهد شد. کورت وونه‌گات جونیور منتقد سیاستهای جنگ‌طلبانه‌ی کاخ سفید سال گذشته در 11 آوریل (23 فروردین) در 84 سالگی دیده از جهان فروبست.

"اسلپ استیک یا تنهایی هرگز"، " صبحانه قهرمانان"، "گهواره گربه"، "گالاپاگوس" و "مردی بدون وطن" از جمله دیگر آثار این نویسنده هستند که به فارسی ترجمه شده‌اند.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...