کتاب «هفت شهر نی» برگرفته از موضوعات هفت سفر عرفانی برای انسان، نُت های ردیف موسیقی ایران و خاطراتی از هنرمندان شناخته شده موسیقی ایرانی در دسترس مخاطبان قرار گرفت.

به گزارش مهر، کتاب موسیقایی «هفت شهر نی» به تألیف حامد امجدیان راهی بازار موسیقی کشور شد، این در حالی است که قطعات آمده در این کتاب توسط مؤلف اجرا و از طریق اپلیکیشن جامع نی نوازی در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

«حامد امجدیان» آهنگساز، مولف و نوازنده ساز عرفانی نی درباره تازه‌ترین اثر تألیفی خود گفت: این کتاب شامل هفت سفر عرفانی برای انسان، نُت‌های ردیف موسیقی ایران با ذکر مثال برای هر گوشه، ۵۱ قطعه ضربی، ۵۰ درس مقدماتی، داستان‌ها و خاطرات شیرین استادانی چون محمد موسوی و محمدرضا شجریان است و در ۴۳۴ صفحه با جلد گالینگور چاپ و منتشر شده است.

این پژوهشگر که پیش تر کتابِ «قوانین و مقررات مرتبط با بازار سرمایه» را به چاپ رسانده، از انتشار کتاب دیگرش با عنوان «مکتب آنتی سوسولیست» که ساختاری وسیع و بنیادین را در حوزه افکار انسانی بیان می‌کند، خبر داد.

در توضیحات تکمیلی کتاب نیز آمده است:

«مؤلف در ابتدای کتاب و قبل از ورود به مباحث موسیقی، از هفت سفر اخلاقی - عرفانی برای انسان سخن می‌گوید که از آن به «اسفار هفتگانه نی نوازان» یاد کرده و عنوان می‌کند: کاش هر انسان و به طور اخص اهالی موسیقی ایرانی قبل از اینکه سازی به دست گیرند، از این هفت شهر به سلامت بگذرند تا دلشان محیای پذیرش اسرار گردد. سفرهایی با عنوان سفر از شهر خودشنیداری به حقیقت شنیداری، سفر از شهر تقلید به شهر تحقیق، ورود به شهرعشق و برپایی ضیافتِ امجد و …»

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...