انتشارات «دندانه» کتاب «صد روایت کوتاه از دندان‌پزشکی در تاریخ ایران» را روانه بازار کرد.

صد روایت کوتاه از دندان‌پزشکی در تاریخ ایران سعید میرسعیدی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، کتاب «صد روایت کوتاه از دندان‌پزشکی در تاریخ ایران» روایتی است از اتفاقات عجیب و گاه بهت‌آور در تاریخ ایران که به اهتمام سعید میرسعیدی گردآوری شده‌اند. برای نمونه می‌توان به ماجرای ترور معمار شمس‌العماره و تکیه دولت در این کتاب اشاره کرد که چنین است: «میرزا حسین خان قصد جان دوست‌علی خان معیرالممالک را کرد و چند تن را گماشت تا شبانه او را از بالای بام‌های مجاور خانه‌اش با تیر بزنند ولی دو تن از دوستان وفادار معیرالممالک، او را از خطر آگاه ساختند و در اثر مواظبت بسیار، بدخواه توفیق نیافت. پس از چندی دوست‌علی خان بیمار و بستری شد و درد دندان و ورم لثه مزید بر علت گشت. روزی میرزا حسین خان به قصد اینکه حال او را از نزدیک ببیند به بهانه عیادت به خانه بیمار می‌رود ولی معیرالممالک او را نزد خود نمی‌پذیرد. دو روز پس از این واقعه، طبیب دندان، داروئی در دهان به کار می‌برد که پس از ساعتی درد و ورم دو چندان شده، لثه سیاه می‌شود و چون در پی او می‌فرستند در خانه‌اش نمی‌یابند. بیمار شب را در حال اغما به سحر می‌رساند و در طلوع آفتاب روز ۱۸ ماه صفر ۱۲۹۰ قمری در سن پنجاه و چهار سالگی جان به جان آفرین می‌سپارد. تکیه دولت و شمس‌العماره از بناهای او است.»

برای خواندن باقی ماجراهای واقعی کتاب مثل «کشیدن دندان نوکر برای امتحان دندان مصنوعی» می‌توانید آن را از طریق سایت انتشارات دندانه به صورت آنلاین سفارش دهید.

................ هر روز با کتاب ...............

«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...
در نیمه‌های دوره قاجار اقتصاد کشور با اقتصاد جهانی پیوند یافت و بخش کشاورزی و جامعه روستایی با توجه به این شرایط در معرض تغییر قرار گرفت... تا پیش از اصلاحات ارضی شکل غالب کار در کشور نه کار مزدی که کار رعیتی بود... هیچ برنامه ملی برای ثبت بیکاری و برقراری بیمه‌های بیکاری وجود ندارد... سیاست‌های دولت برای اسکان مهاجران بیکار با شکست مواجه شده... گفتارهای همدلانه انقلابیون موجب شد این گروه‌ها با انقلابیون همراه شوند ...
پزشک اقامتگاه کنار چشمه‌های آب معدنی است که جدیداً افتتاح شده است و برادرش، شهردار آن منطقه... ناگهان کشف می‌کند که آب‌ها، به دلیل زه‌کشی نامناسب، آلوده است... ماجرا را اگرچه بر ضد منافعش برملا می‌کند... با زنش جر و بحث دارد، ولی هنگامی که سیاست‌بازان و روزنامه و مالکان و در پی آنها، جمعیت بر ضد او متحد می‌شوند، زنش جانب مدعای او را می‌گیرد... برای باج‌خواهی از او سرانجام او را متقاعد می‌کند که دشمنان احاطه‌اش کرده‌ بودند! ...
درباره کانون نویسندگان... قرار می‌شود نامه‌ای تنظیم شود علیه سانسور... اما موفق نمی‌شوند امضاهای لازم را جمع کنند... اعضایش به‌لحاظ سرمایه فرهنگی سطح خیلی بالایی داشتند... مجبوری مدام درون خودت را تسویه کنی. مدام انشعاب داشته باشی. عده‌ای هستند که مدام از جلسات قهر می‌کنند... بعد از مرگ جلال دچار تشتت می‌شوند... در عین داشتن این آزادی اجتماعی، تناقض‌ها بیرون می‌زند. این اشکالی ندارد؛ اشکال در عدم توانایی و بلوغ برای حل آن است ...