کتاب «دمی آرام گیر و فرزانه شو» [The things you can see only when you slow down : how to be calm in a busy] نوشته هیمن سونیم [Haemin Sunimبا ترجمه نازنین فیروزی توسط نشر میلکان منتشر و راهی بازار نشر شد.

دمی آرام گیر و فرزانه شو» [The things you can see only when you slow down : how to be calm in a busy]  هیمن سونیم [Haemin Sunim]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نسخه اصلی این‌کتاب سال ۲۰۱۲ در کره جنوبی منتشر شد و به‌مدت ۴۱ هفته در صدر عناوین پرفروش قرار داشت. این‌کتاب، تا به حال به زبان‌های مختلف ترجمه و بیش از ۳ میلیون نسخه از آن به فروش رفته است.

نویسنده این‌کتاب به عنوان یک استاد دانشگاه و مولف، تلاش داشته با ارائه راهکارهایی ساده اما کارآمد، به مخاطب بیاموزد چه‌طور می‌تواند اضطراب و تشویش‌های روزانه خود را کنترل کند. هیمن سونیم سعی کرده با این‌روش‌ها به مخاطبانش یادآوری کند با استفاده از چه شگردهایی می‌توانند در دنیای ناآرام امروز، آرام بمانند.

«دمی آرام گیر و فرزانه شو» ۸ فصل دارد که در آن‌ها درباره موضوعاتی چون عشق، دوست‌داشتن هم‌نوع، بخشش و ... صحبت شده است.

در بخشی از این‌کتاب آمده است:

«این‌همه غوغا در جهان برپاست یا در ذهن من؟ جهان به سرعت در حرکت است، امّا این بدان معنی نیست که ما نیز مجبور به چنین کاری هستیم...»

این‌کتاب با قیمت ۵۲ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

مرد جوانی که همیشه در میان بومیان امریکایی زندگی کرده است... آنچه را می‌اندیشد ساده‌دلانه می‌گوید و آنچه را می‌خواهد انجام می‌دهد... داوری‌هایی به‌اصطلاح «ساده‌لوحانه» ولی آکنده از خردمندی بر زبانش جاری می‌شود... او را غسل تعمید می‌دهند... به مادر تعمیدی خود دل می‌بندد... یک کشیش یسوعی به او چنین تفهیم می‌کند که به هربهایی شده است، ولو به بهای شرافتش، باید او را از زندان رها سازد... پزشکان بر بالین او می‌شتابند و در نتیجه، او زودتر می‌میرد! ...
او کاملا در اختیار توست می‌توانی همه خوابها و خیالهایت را عملی کنی‌... او همان دکتری‌ است که سالها پیش در حکومت‌ دیکتاتوری نظامی، پائولینا را مورد شکنجه و تجاوز قرار داده است... بچه‌هاشان و نوه‌هاشان‌ می‌پرسند که‌ راست‌ است که‌ تو‌ این‌ کار را کرده‌ای و اتهام‌هایی که به‌ تو‌ می‌زنند راست است‌ و آنها مجبور می‌شوند دروغ بگویند... چگونه‌ می‌توان کشوری‌ را‌ التیام بخشید که از سرکوب، آسیب بسیار دیده و ترس از فاش سخن گفتن‌‌ بر‌ همه‌ جای آن سایه افکنده است؟ ...
خانواده‌ای تاجر در شهرکی نیمه‌روستایی نیمه‌صنعتی... ناشنواست و زنش فریبش می‌دهد... کنسروهای مشکوک، مواد غذایی فاسد و به‌خصوص شراب قاچاق می‌فروشد... زنی است بلندبالا و باریک‌اندام، با چشم‌هایی خاکستری، معصوم و رفتاری پر قر و فر... لبخندزنان نگاه می‌کرد، همچون یک مار ماده که در بهار از لای گندم‌زار زردرنگ سر بلند کند تا گذار کارگر راه‌آهنی را از جاده تماشا کند... حال دیگر دوران سلطنت آکسینیا شروع می‌شود ...
کلیسای کاتولیک نگران به‌روزشدن علوم و انحراف مردم از عقاید کلیسا بود... عرب‌ها میانجی انتقال مجدد فرهنگ یونان باستان به اروپا شدند... موفق شد از رودررویی مستقیم با کلیسای کاتولیک بپرهیزد... رویای دکارت یافتن روشی برای تبیین کلیه پدیده‌های طبیعی در چارچوب چند اصل بنیادی بود... ماده ماهیتاً چیزی جز امتداد یا بعد مکانی نیست... شناخت یا معرفت را به درختی تشبیه کرد که ریشه‌هایش متافیزیک هستند، تنه‌اش فیزیک و شاخه‌هایش، علوم دیگر ...
وازهه که ما چرا نباید کتاب بخوانیم اما... مال اون‌وقتاس که مردم بیکار بودن... «لایک» نداره. بیشتر کتابا حتی ازشون «کپشن»م درنمیاد یا اگه درمیاد لایک‌خور نیست... بهداشتی هم نیست. آدم هرورقی که میخواد بزنه، باید انگشت‌شو تفمال کنه... میدونید همون درختا اگه برای کتاب قطع نشن، میتونن چقدر ذغال لیموی خوب بدن و چقدر قلیون دوسیب... کی جواب کله‌های سم‌گرفته ما رو میده؟... ندونی این هفته «فاطما گل» چیکار کرده، تو دورهمی نمیتونی تو بحس شرکت کنی ...