کتاب «چگونه مانند یک امپراتور فکر کنیم» [How to think like a Roman emperor : the stoic philosophy of Marcus Aurelius] نوشته دونالد رابرتسون [Donald Robertson] با ترجمه مجتبی علی‌اکبر و سارا حسینی‌معینی توسط بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه منتشر شد.

چگونه مانند یک امپراتور فکر کنیم» [How to think like a Roman emperor : the stoic philosophy of Marcus Aurelius]  دونالد رابرتسون [Donald Robertson] با

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر،  رابرتسون در این کتاب به مخاطبان خود نشان می‌دهد که «مارکوس اورلیوس» چگونه از بینش‌های فلسفی و اقدامات درمانی استفاده کرد تا کنترل خود بر عواطفش را گسترده‌تر سازد و سختی‌های بزرگ را تحمل کند. او خواننده اثر راهنمایی می‌کند تا بتوانند همین روش‌ها را در زندگی خود به کار ببندند.

این کتاب با ترکیب داستان‌هایی از زندگی مارکوس اورلیوس و اطلاعاتی از روان‌شناسی مدرن، فلسفه‌ رواقی‌گری را به شکلی کاربردی و همه‌فهم توضیح می‌دهد و راهنمایی‌هایی برای مواجهه با چالش‌های اخلاقی و روان‌شناختی زندگی مدرن ارائه می‌کند.

................ هر روز با کتاب ...............

انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...