مصطفی نوری، پژوهشگر تاریخ به عنوان منتقد در نشست نقد و بررسی کتاب «زندگی و زمانه مولوی محمد اسحاق مدنی» که دوشنبه ۲۳ بهمن ماه ۱۴۰۲ در خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد؛ گفت: من به نقاط قوت کار اشاره می‌کنم و از زحماتی که برای خلق این اثر کشیده شده است، تشکر می‌کنم. ابتدا شاید چنین پرسش‌هایی برای ما مطرح شود، اهمیت چاپ آثاری از این دست و فعالانی که سنی‌مذهب هستند و در ایران زندگی می‌کنند، چیست؟ این شخص چه آورده‌ای برای ما دارد که با او مصاحبه انجام بدهیم؟ به سرانجام رسیدن چنین مصاحبه‌هایی در روشن شدن تاریخ معاصر و تحکیم اقوام ایرانی بسیار موثر است.

 نشست نقد و بررسی زندگی و زمانه مولوی محمد اسحاق مدنی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، نوری افزود: استفاده از روحانیون اهل تسنن سابقه بیش از این هم دارد. تلاش بر این بود که وحدت بین شیعه و سنی حفظ شود. اینکه این کتاب تا چه حد انتظارات ما را برای نکات مهم و ظریف تاریخ معاصر ایران برآورده می‌کند. این کتاب زندگی خودنوشت است و تاریخ شفاهی نیست. حسن شمس‌آبادی آن را تدوین کرده است. اما از نظر من متن بسیار سلیس و روان است. وقتی مصاحبه‌ای گرفته می‌شود مملو از تکیه کلام‌هاست. سراسر این کتاب نشان می‌دهد که حسن شمس‌آبادی چقدر برای حذف جملات تکراری زحمت کشیده است.

وی بیان کرد: برای پاورقی‌ها هم زحمت زیادی کشیده شده است، وجود این پاورقی‌ها در کتاب گویا و لازم است. اما در جاهایی هم باید پاورقی می‌آمد که آورده نشده است. کتاب «زندگی و زمانه مولوی محمد اسحاق مدنی» کمک زیادی می‌کند تا به نحوه زندگی یک خانواده کشاورز در دهه ۲۰ و ۳۰ پی ببریم. تصویر واقع‌بینانه‌ای که از ماجرای انقلاب شرح می‌دهد، از نظر تاریخ‌نگاری بسیار ارزشمند است. در کل زمانی که به تاریخ اقوام نگاه می‌کنیم، خیلی‌ها تلاش دارند تا القا کنند مردم همیشه انقلابی بودند اما صداقت مولوی محمد اسحاق مدنی کاملاً روشن است.

نوری در ادامه گفت: توضیح در مورد هیئت هفت نفره در مناطق مختلف ایران موضوع بسیار مهمی است. شرح تساهل و تسامحی که هاشمی رفسنجانی نسبت به اهل سنت داشتند هم جالب بود. متاسفانه صحافی و چاپ کتاب اصلاً جالب نیست و بسیار بسیار ضعیف است. اما اساسی‌ترین بحث در شکل‌گیری کتاب این است که آیا این کتاب تاریخ شفاهی است یا خیر؟ تاریخ شفاهی بنا بر تعاریف منابع اصلی یعنی گفت‌وگوی فعال مصاحبه شونده و مصاحبه کننده. یعنی به صورت سوال و جواب است نه متن خودنوشت. اگر به صورت سوال و جواب تنظیم می‌شد، می‌توانستیم حدس بزنیم که در مورد فلان موضوع مصاحبه شونده علاقه‌ای به پاسخگویی داشت یا خیر و آیا اساساً پرسش مطرح شده است یا نه؟

وی افزود: در تحولات دوره انقلاب با سه گروه روبه‌رو هستیم. مولوی‌ها، چپ مارکسیست و سلطنت‌طلب‌ها. اما این سه مبحث به خوبی در کتاب روشن نشده است. انتظار می‌رفت که مولوی برای احقاق حق بلوچ‌ها بیشتر صحبت کند. موضوعات اساسی و کاربردی در حفظ وحدت اسلامی و تحکیم اقوام ایرانی تا حدودی نادیده گرفته شده است و انتظار می‌رفت که اینها بازگو شود و مولوی بگوید که در طی نیم قرن برای آنها چه کرده است.

همچنین مولوی محمد اسحاق مدنی سمت نمایندگی مردم استان سیستان و بلوچستان در مجلس خبرگان رهبری (دوره اول، دوم، سوم) را بر عهده داشت و فعال سیاسی است و کتاب در وصف فعالیت‌های او نوشته شده است، در ادامه این نشست گفت: دائم به من می‌گفتند آن چیزی را که در واقع در ذهن شما مانده است را حداقل در جایی بنویسید تا منتشر کنیم، من هیچگاه راضی نبودم و برای خودم دلایلی داشتم تا اینکه یک روز با کوروش صالحی صحبت کردم و او موضوع را طوری مطرح کرد که پاسخی برایش نداشتم. کار را قبول کردم و کار انجام شد. اگرچه الان که کتاب به چاپ رسیده است، مزایایی هم دارد. کاش از اول یادداشت‌هایی داشتم و به این کتاب اضافه می‌شد. متاسفانه زمانی اقدام کردیم که بسیاری از رخدادها را فراموش کرده‌ام.

وی افزود: از روز اول که انقلاب پیروز شد، من در زاهدان حضور داشتم. زمانی که ارتش تسلیم شد، جوانی بلوچ از همسایه یکدفعه به داخل حیاط خانه ما پرید و صدا زد و گفت: ما پیروز شدیم. گفتم: مبارک باد. گفت: می‌خواهند مجسمه شاه را پایین بیاورند. تا ارتش تسلیم نشده بود، کسی جرات این کار را نداشت. شناخت آن منطقه کمی پیچیده است. مردم طرفدار شاه بودند و کسی جرات نداشت مجسمه را پایین بیاورد. نه اینکه شاه در آنجا کاری کرده بود، همه جاده‌ها خاکی بود. برق و آب و بهداشت محدود بود. دانشگاه کوچکی فقط در زاهدان وجود داشت. همه پزشکان از هند و بنگلادش می‌آمدند و مشکلات دیگر وجود داشت. بالاخره ما مجسمه را پایین آوردیم و در گودالی انداختیم. آن منطقه انصافاً منطقه خاصی است و مردم با شیوه خاصی رام می‌شوند.

مولوی بیان کرد: اسدالله علم از بیرجند بود. او را به این دلیل که خودش خان بود، متولی بلوچستان قرار داده بودند. یعنی اگر شخصی می‌خواست کاندیدای مجلس بشود باید علم را می‌دید. همه تصمیمات با علم بود و ارتباطش با خان‌ها مستحکم بود. مردم از خان‌ها حرف‌شنوی داشتند. قاجار موفق نشد مردم را با خود همراه کند اما رضاشاه یک عده از بلوچ را با خود همراه کرد. علت برخی از اتفاقات عدم تشخیص برخی چیزها است. دشمنان خارجی هم سوء‌استفاده می‌کنند.

در ادامه این نشست حسن شمس‌آبادی، نویسنده کتاب «زندگی و زمانه مولوی محمد اسحاق مدنی» گفت: کتاب حوزه مظلومی است، با اینکه ۱۰۰ هزار جلد در سال چاپ و تجدیدچاپ می‌شود اما حوزه مظلومی است. یکی از اهداف برگزاری چنین نشست‌هایی خارج کردن مظلومیت کتاب و نویسندگان آنهاست. طرح پیشگامان مذاهب اسلامی در دانشگاه مذاهب رقم خورد. تاریخ شفاهی روش تاریخ‌نگاری است که با وجود آسیب‌ها راه فراری از آن نیست. این شیوه تاریخ‌نگاری مزایا و نقاط قوتی دارد. این کتاب حاصل سه نوع مصاحبه است.

وی افزود: ۵ جلسه مصاحبه و اسنادی که در مراکز اسناد انقلاب اسلامی از مولوی وجود داشت ۵ جلسه مصاحبه نیز در بیت رهبری از مولوی محمد اسحاق مدنی ثبت شده بود که من از آنها استفاده کردم. در حدود ۷ جلسه هم خودم از او مصاحبه کردم که با مجموعه اسناد و مدارکی که در جاهای مختلف وجود داشت، این کتاب نوشته شده است. مصاحبه‌ها تدوین و اجرایی شد. عکس‌های بسیار ارزشمندی هم به پیوست سایر مطالب اضافه شده است.

صباح خسروی، منتقد نیز در ادامه این نشست گفت: حسن شمس‌آبادی در این کتاب از اسناد، روزنامه‌ها و مصاحبه‌هایی که پیش از این جمع‌آوری شده بود، استفاده کرده است. گفته‌های مولوی محمد اسحاق مدنی را تکمیل و آورده است، به نوبه خودم از وی تشکر می‌کنم. در خصوص بحث پیشگامان تقریب استارت با نوشته شدن این کتاب خورده شد. مولوی از معلمی در مدارس تا نمایندگی در مجلس تا مشاور رئیس جمهور را در سابقه خود دارد.

وی افزود: بحث وحدت همیشه جزو کلیدواژه‌هایی بود که بر روی آن تاکید داشت. کرسی تدریس در دانشگاه مذاهب، پروسه اندیشه تقریب مذاهب اسلامی و باورمندانی که در این مکتب و حوزه هستند بر این باور هستند که در جامعه اسلامی تاکیدشان بر اشتراکات پیروان دین اسلام است. در عین اینکه حفظ تفاوت‌های مذهبی را دارند. باورمندان این مکتب معتقدند که اشتراکات و نقاط قوت یکی است.

خسروی بیان کرد: معتقدم این کار مصاحبه تاریخ شفاهی نیست. مصاحبه تاریخ شفاهی چرخه تولید روایت است که از گفت‌وگوی مصاحبه‌شونده و مصاحبه‌کننده متن تولید می‌شود. از جایگاه منتقد یکسری کاستی‌هایی را می‌بینم که امیدوارم در چاپ‌های بعدی اصلاح شود.

همچنین کوروش صالحی نیز به عنوان دبیر نشست در ابتدا و انتهای جلسه به چگونگی تاریخ شفاهی پرداخت و گفت: برای چنین کار بزرگی نیاز به یک گروه با تجربه برای دستیابی به اطلاعات داشتیم. مولوی خود مورخ است و تسلط خوبی بر کار دارد.

................ هر روز با کتاب ................

وقتی با یک مستبد بی‌رحم که دشمنانش را شکنجه کرده است، صبحانه می‌خورید، شگفت‌آور است که چقدر به ندرت احساس می‌کنید روبه‌روی یک شیطان نشسته یا ایستاده‌اید. آنها اغلب جذاب هستند، شوخی می‌کنند و لبخند می‌زنند... در شرایط مناسب، هر کسی می‌تواند تبدیل به یک هیولا شود... سیستم‌های خوب رهبران بهتر را جذب می‌کنند و سیستم‌های بد رهبران فاسد را جذب می‌کنند... به جای نتیجه، روی تصمیم‌گیری‌ها تمرکز کنیم ...
دی ماهی که گذشت، عمر وبلاگ نویسی من ۲۰ سال تمام شد... مهر سال ۸۸ وبلاگم برای اولین بار فیلتر شد... دی ماه سال ۹۱ دو یا سه هفته مانده به امتحانات پایان ترم اول مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه اخراج شدم... نه عضو دسته و گروهی بودم و هستم، نه بیانیه‌ای امضا کرده بودم، نه در تجمعی بودم. تنها آزارم! وبلاگ نویسی و فعالیت مدنی با اسم خودم و نه اسم مستعار بود... به اعتبار حافظه کوتاه مدتی که جامعه‌ی ایرانی از عوارض آن در طول تاریخ رنج برده است، باید همیشه خود را در معرض مرور گذشته قرار دهیم ...
هنگام خواندن، با نویسنده‌ای روبه رو می‌شوید که به آنچه می‌گوید عمل می‌کند و مصداق «عالِمِ عامل» است نه زنبور بی‌عسل... پس از ارائه تعریفی جذاب از نویسنده، به عنوان «کسی که نوشتن برای او آسان است (ص17)»، پنج پایه نویسندگی، به زعم نویسنده کتاب، این گونه تعریف و تشریح می‌شوند: 1. ذوق و استعداد درونی 2. تجربه 3. مطالعات روزآمد و پراکنده 4. دانش و تخصص و 5. مخاطب شناسی. ...
کتاب نظم جامعه را به هم می‌زند و مردم با کتاب خواندن آرزوهایی پیدا می‌کنند که حکومت‌ها نمی‌توانند برآورده کنند... فرهنگ چیزی نیست که یک بار ساخته شود و تمام شود. فرهنگ از نو دائماً ساخته می‌شود... تا سال ۲۰۵۰ ممکن است مردم کتاب را دور بریزند... افلاطون می‌گوید کتاب، انسان‌زدایی هم می‌کند... کتاب، دشمن حافظه است... مک لوهان می‌گوید کتاب به اندازه تلویزیون دموکراتیک نیست و برای نخبگان است! ...
حریری از صوَر و اصوات طبیعت ژاپنی را روی روایتش از یک خانواده ژاپنی کشیده و مخاطب را با روح هایکوگون حاکم بر داستانش پیش می‌برد... ماجرای اصلی به خیانت شوئیچی به همسرش برمی‌گردد و تلاش شینگو برای برگرداندن شرایط به روال عادی‌... زنی که نمونه کامل زن سنّتی و مطیع ژاپنی است و در نقطه مقابل معشوق عصیانگر شوئیچی قرار می‌گیرد... زن‌ها مجبورند بچه‌هایی را بزرگ کنند که پدرهای‌شان مدت‌ها قبل فراموش‌شان کرده‌اند ...