نشر آگاه ششمین چاپ کتاب «از حق به شهر تا شهرهای شورشی» [Rebel cities : from the right to the city to the urban revolution] اثر دیوید هاروی [David Harvey] را منتشر کرد. به باور هاروی شهرهای سنتی قربانی نیاز پایان‌ناپذیر برای مساله اضافه‌انباشت سرمایه شده‌اند.

از حق به شهر تا شهرهای شورشی [Rebel cities : from the right to the city to the urban revolution] دیوید هاروی [David Harvey]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، انتشارات آگاه ششمین چاپ کتاب «از حق به شهر تا شهرهای شورشی» اثر دیوید هاروی و ترجمه خسرو کلانتری و پرویز صداقت را با شمارگان ۲۲۰ نسخه، ۲۵۲ صفحه و بهای ۴۷ هزار تومان منتشر کرد.

چاپ پیشین (پنجم) این کتاب سال ۱۳۹۸ با شمارگان ۲۲۰ نسخه و بهای ۳۵ هزار تومان منتشر شد و چاپ نخست آن نیز سال ۱۳۹۵ با شمارگان ۵۵۰ نسخه و بهای ۱۷ هزار تومان در دسترس مخاطبان قرار گرفت. مقدمه کتاب به قلم هانری لوفور، جامعه شناس و فیلسوف قرن بیستمی فرانسوی است که آثار مهم او در ایران با ترجمه آیدین ترکمه منتشر شده است.

کتاب دو بخش و هفت فصل دارد. بخش نخست کتاب با عنوان «حق به شهر» شامل چهار فصل به ترتیب با این عناوین است: «حق به شهر»، «ریشه‌های شهری بحران‌های سرمایه‌داری»، «خلق کمون‌های شهری» و «هنر رانت». این میان فصل هنر رانت از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. هاروی در این فصل به خوبی توانسته مباحثی چون نسبت رانت انحصاری و رقابت، سرمایه نمادین جمعی، علائم تمایز و رانت انحصاری را تبیین و تحلیل کند.

بخش دوم کتاب با عنوان «شهرهای شورشی» سه فصل به ترتیب با این عناوین دارد: «باز پس گرفتن شهر»، «لندن ۲۰۱۱: سرمایه‌داری وحشی به خیابان می‌زند» و «وال استریت را اشغال کنید: حزب وال استریت با عقوبت روبه‌رو می‌شود».

به باور هاروی شهر سنتی را توسعه حاکم سرمایه‌دارانه به قتل رسانده است؛ این شهر قربانی نیاز پایان‌ناپذیر برای مساله اضافه‌انباشت سرمایه برای رشد بی‌پایان و بی‌قاعده شهری می‌شود، صرف‌نظر از پیامدهای اجتماعی، زیست‌محیطی و سیاسی آن. به باور هاروی ادعای حق به شهر در حقیقت ادعای چیزی است که دیگر وجود ندارد به‌علاوه، حق به شهر یک دال تهی است. همه‌چیز منوط به آن است که چه مدلولی در آن قرار داده شود؛ فعالان بخش مالی و ساخت و ساز کنندگان می‌توانند مدعی آن شوند و تردیدی نیست که حق‌شان است. اما بی‌خانمان‌ها و مهاجران نیز می‌توانند حق خود را طلب کنند. ما به‌ناگزیر در برابر این پرسش قرار می‌گیریم که حقوق چه‌کسانی را باید به رسمیت بشناسیم.

هاروی در ادامه با نقل قولی از مارکس در «کاپیتال» که سرنوشت حقوق برابر را هم قدرت رقم می‌زند، تعریف حق خود بدل به موضوع مبارزه می‌شود. او شهرهای شورشی را در بطن سرمایه و همچنین مبارزه طبقاتی تحلیل می‌کند و طیفی از شهرها، از ژوهانسبورگ گرفته تا بمبئی، از نیویورک تا سائوپائولو، را مورد بررسی قرار می‌دهد. هاروی، با رجوع به تجربه کمون پاریس و نیز اشغال وال استریت و شورش‌های لندن، این پرسش را مطرح می‌کند که چگونه می‌توان شهر را از نو سازمان داد تا از نظر اجتماعی عادلانه‌تر و از نظر بوم‌شناختی عقلانی‌تر باشد و شهر چگونه می‌تواند کانون مقاومت ضد سرمایه‌داری شود.

هاروی فیلسوف چپ و انسانشناس برجسته بریتانیایی و آمریکایی است. او از مشهورترین متفکران عرصه پسامدرنیسم به شمار می‌آید. یکی از مهم‌ترین کتاب‌های او «وضعیت پسامدرنیته: تحقیق در خاستگاه‌های تحول فرهنگی» نام دارد که به فارسی هم ترجمه شده است. اندیشه‌های او درباره کرونا نیز کتاب شده است که چندی پیش با عنوان «بیماری فراگیر در عصر نئولیبرال» به فارسی ترجمه و منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...
در نیمه‌های دوره قاجار اقتصاد کشور با اقتصاد جهانی پیوند یافت و بخش کشاورزی و جامعه روستایی با توجه به این شرایط در معرض تغییر قرار گرفت... تا پیش از اصلاحات ارضی شکل غالب کار در کشور نه کار مزدی که کار رعیتی بود... هیچ برنامه ملی برای ثبت بیکاری و برقراری بیمه‌های بیکاری وجود ندارد... سیاست‌های دولت برای اسکان مهاجران بیکار با شکست مواجه شده... گفتارهای همدلانه انقلابیون موجب شد این گروه‌ها با انقلابیون همراه شوند ...