کتاب «تفکرات یک مهاجر» نوشته حسن گل محمدی توسط انتشارات گوتنبرگ منتشر شد.

به گزارش مهر، انتشارات گوتنبرگ این کتاب را با شمارگان ۵۰۰ نسخه، ۱۷۶ صفحه و بهای ۳۰ هزار تومان منتشر کرد.

نویسنده در این کتاب ۱۴۸ نکته مفصل و کوتاه را به همراه ابیات و سخنانی از بزرگان فرهنگ و اندیشه ایران و جهان نقل کرده است تا مهاجران ایرانی با مطالعه آنها بتوانند غم غربت را کم کرده و ضمن پاسداشت هویت خود به زندگی در جامعه مقصد بپردازند. نویسنده تلاش کرده تا در این نکات به ایرانیانی که به هر دلیل مهاجرت را انتخاب کرده‌اند گوشزد کند که مهم‌ترین نکته حفظ هویت است به همراه زندگی مسالمت آمیز با دیگران.

گل محمدی در بسیاری از نکات خود به بررسی دلایل شکست‌های احتمالی ایرانیان مهاجر در کار و زندگی می‌پردازد و سعی می‌کند تا با بیان راهکارهایی روانشناختی از دل اندیشه‌های ایرانی، به کمک فکری آنها برود. حال یا ممکن است این راهکارها را از دل اشعار صائب استخراج کند یا از دل اندیشه‌های نیچه؛ و یا اینکه با نقل یک اندیشه یا بیت خود مخاطبان را دعوت به تفکر و اندیشه کند.

گل محمدی در بخشی از پیشگفتار خود در این کتاب نوشته است: «انسان در تنهایی و غربت به چه چیزهایی فکر می‌کند؟ مهاجرت چه تاثیری بر تفکر و اندیشه‌های او دارد؟ انسان مهاجر همیشه با خاطرات گذشته دل خوش است و مرغ جانش در سرزمین ناشناس به سوی ناکجا آباد در پرواز. در غربت انسان‌ها به دنبال بهانه‌هایی هستند تا با آنها شادی را در درون خود و خانواده‌هایشان زنده نگه دارند. اگر این شادی‌های ولو اندک نباشند، درون آدم مهاجر را غم و اندوه ناشناخته‌ای فرا می‌گیرد...

ما آموزه‌های زیبایی در فرهنگ و اندیشه ایرانی داریم که اگر به آنها توجه و تامل داشته باشیم می‌توانیم با بهره گیری از این افکار و آثار بسیاری از فشارهای سنگین و مسائل مهاجرت را از روی شانه‌هایمان برداریم و در هر کجا که هستیم زندگی آرامش بخشی داشته باشیم.»

................ هر روز با کتاب ...............

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...