کتاب «۳۶۶روز با رواقیون (رمز و رازهای زندگی بهتر)» [The daily stoic : 366 meditations on wisdom, perseverance, and the art of living] نوشته رایان هالیدی [Ryan Holiday] با ترجمه زینب حیدربیگی و زینب موحدی توسط انتشارات کتابستان معرفت منتشر و راهی بازار نشر شد.

«۳۶۶روز با رواقیون (رمز و رازهای زندگی بهتر)» [The daily stoic : 366 meditations on wisdom, perseverance, and the art of living] نوشته رایان هالیدی [Ryan Holiday

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر ، کتاب «۳۶۶روز با رواقیون (رمز و رازهای زندگی بهتر)» نوشته رایان هالیدی به‌تازگی با ترجمه زینب حیدربیگی و زینب موحدی توسط انتشارات کتابستان معرفت منتشر و راهی بازار نشر شده است.

امروزه با رشد ارتباطات و تعاملات انسانی بسیاری از امورات و اتفاقاتی که با آن سروکار داریم خارج از کنترل ما هستند. اتفاق‌هایی که در بعضی اوقات سازنده و در بعضی دیگر ناخوشایند و مخرب هستند و سراسر زندگی ما را تحت تاثیر قرار می‌دهند. حال سوال اینجاست: چه‌چیزهایی را می‌توانیم کنترل کنیم؟ کنترل و عمل ما تا چه‌حد در کاهش اثرات هر اتفاقی تاثیرگذار است؟ چگونه اندیشیدن چه‌تاثیری در فرآیند و برآیند اتفاقات زندگی دارد؟

کتاب «۳۶۶روز با رواقیون» بر پایه فلسفه رواقی‌گری که پس از قرن‌ها هنوز کاربردی و زنده است به ارائه آمیختگی خردورزی و عملگرایی می‌پردازد. نویسنده در این‌کتاب تاکید دارد همان اندازه که عمل به اندیشه‌ها اهمیت دارد، فعل اندیشیدن نیز مهم است. هالیدی ضمن ارائه گزین‌گویه‌های مختلف به‌طور مختصر توضیح می‌دهد که این‌مفاهیم را چه‌طور می‌توان در زندگی روزمره به کار برد.

این کتاب در ۴۱۱صفحه و با قیمت۹۰هزار تومان روانه بازارنشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...