کتاب «۳۶۶روز با رواقیون (رمز و رازهای زندگی بهتر)» [The daily stoic : 366 meditations on wisdom, perseverance, and the art of living] نوشته رایان هالیدی [Ryan Holiday] با ترجمه زینب حیدربیگی و زینب موحدی توسط انتشارات کتابستان معرفت منتشر و راهی بازار نشر شد.

«۳۶۶روز با رواقیون (رمز و رازهای زندگی بهتر)» [The daily stoic : 366 meditations on wisdom, perseverance, and the art of living] نوشته رایان هالیدی [Ryan Holiday

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر ، کتاب «۳۶۶روز با رواقیون (رمز و رازهای زندگی بهتر)» نوشته رایان هالیدی به‌تازگی با ترجمه زینب حیدربیگی و زینب موحدی توسط انتشارات کتابستان معرفت منتشر و راهی بازار نشر شده است.

امروزه با رشد ارتباطات و تعاملات انسانی بسیاری از امورات و اتفاقاتی که با آن سروکار داریم خارج از کنترل ما هستند. اتفاق‌هایی که در بعضی اوقات سازنده و در بعضی دیگر ناخوشایند و مخرب هستند و سراسر زندگی ما را تحت تاثیر قرار می‌دهند. حال سوال اینجاست: چه‌چیزهایی را می‌توانیم کنترل کنیم؟ کنترل و عمل ما تا چه‌حد در کاهش اثرات هر اتفاقی تاثیرگذار است؟ چگونه اندیشیدن چه‌تاثیری در فرآیند و برآیند اتفاقات زندگی دارد؟

کتاب «۳۶۶روز با رواقیون» بر پایه فلسفه رواقی‌گری که پس از قرن‌ها هنوز کاربردی و زنده است به ارائه آمیختگی خردورزی و عملگرایی می‌پردازد. نویسنده در این‌کتاب تاکید دارد همان اندازه که عمل به اندیشه‌ها اهمیت دارد، فعل اندیشیدن نیز مهم است. هالیدی ضمن ارائه گزین‌گویه‌های مختلف به‌طور مختصر توضیح می‌دهد که این‌مفاهیم را چه‌طور می‌توان در زندگی روزمره به کار برد.

این کتاب در ۴۱۱صفحه و با قیمت۹۰هزار تومان روانه بازارنشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...