کتاب «آسوده گرایی؛ چگونه بی‌دردسر به بهترین نتیجه ممکن برسیم»  [Effortless: Make It Easier to Do What Matters Most] اثر گرگ مک کیون [Greg McKeown] کتابی است که سعی دارد حتی در قالب نوشتاری ساده آسودگی خاطر را به مخاطب خود هدیه دهد.

آسوده گرایی؛ چگونه بی‌دردسر به بهترین نتیجه ممکن برسیم»  [Effortless: Make It Easier to Do What Matters Most] اثر گرگ مک کیون [Greg McKeown]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، کتاب «آسوده گرایی چگونه بی‌دردسر به بهترین نتیجه ممکن برسیم» اثر گرگ مک کیون با ترجمه علی ابوالحسنی توسط نشر مون به چاپ دوم رسید.

این کتاب در سه بخش و پانزده فصل سعی دارد دیدگاهی متفاوت به شیوه انجام کارها را به مخاطب خود نشان دهد. این آسودگی تا جایی پیش رفته که در پایان هر فصل بخشی به نام خلاصه‌ای بی‌درد سر نیز آورده شده تا خواننده به آسودگی به مفهوم مد نظر نویسنده دست یابد.

درواقع هدف عقب نشینی از ایده آل‌ها و انجام کار کمتر نیست، بلکه انجام دادن تمام کار‌های ضروری به بی‌دردسر‌ترین شکل ممکن است. با مطالعه‌ی این کتاب یاد خواهید گرفت چگونه ساده‌ترین مسیر ممکن را برای رسیدن به اهداف خود انتخاب کنید.

«چیزی که یاد گرفتم این بود، ما همه می‌خواهیم کارهایی را انجام دهیم که مهم هستند، همه می‌خواهیم تناسب اندام داشته باشیم، برای خرید خانه و یا بازنشستگی پسنداز مناسب داشته باشیم و در مسیر شغلی خود به شکوفایی برسیمو با اطرافیان و یا همکاران خود روابط نزدیک‌تری داشته باشیم، انگیزه به تنهایی کافی نیست، برای رسیدن به پیشرف واقعی در مسائل مهم، به راه و روشی کاملا جدید برای کار و زندگی خود نیاز داریم»

کتاب «آسوده گرایی» در 252 صفحه و با قیمت ۵۹ هزار تومان در دسترسی مخاطبان است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...