کتاب «ماندن در وضعیت آخر» نوشته امی.ب.هریس و تامس.ای.هریس با ترجمه اسماعیل فصیح توسط نشر نو به چاپ بیست و نهم رسید.

به گزارش مهر، «وضعیت آخر» اثر دیگر تامس ای. هریس است که توسط همین مترجم و همین ناشر ترجمه و چاپ شده است. این کتاب اسفند سال ۹۷ به چاپ سی‌وهفتم رسید. این ناشر همچنین کتاب «تحلیل رفتار متقابل» نوشته اریک برن را با ترجمه این مترجم چاپ کرده که ابتدای زمستان سال گذشته، چاپ یازدهمش به بازار نشر آمد. از دیگر ترجمه‌های فصیح در حوزه روانشناسی که نشر نو چاپ کرده، می‌توانیم به کتاب «خودشناسی به روش یونگ» نوشته مایکل دانیلز اشاره کنیم که دی‌ماه سال ۹۷ چاپ پنجمش راهی بازار نشر شد.

کتاب «ماندن در وضعیت آخر» دربرگیرنده پاسخ پژوهش‌های ۳۰ ساله تامس.ای.هریس به‌عنوان یک روانپزشک است که پس از چاپ، جریان و شور و هیجانی به‌راه انداخت. در نتیجه نامه‌های زیادی به‌دست این مولف رسید که نشان از بازخوردهای مثبت نسبت به این کتاب بودند.

چاپ اول این ترجمه سال ۶۵ عرضه شد و حالا نسخه‌های چاپ بیست و نهم‌اش با طرح جلد جدید، در بازار نشر عرضه شده‌اند.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...