یک کتاب مصور متعلق به سال ۱۹۳۹ که در زمان انتشارش برای نخستین‌بار شخصیت‌های «مارول» (ابرقهرمانی) را به جهان معرفی کرده بود در «حراجی میراث» واقع در «دالاس»‌ به قیمت ۱.۲۶ میلیون دلار به فروش رسید و رکود گران‌ترین کتاب مصور «مارول» را شکست.

به گزارش ایسنا به نقل از رویترز،‌  این کتاب که «شماره یک کتاب‌های مصور مارول» نام دارد،‌ برای نخستین‌بار شخصیت‌های مارول را همچون «ساب مارینر» و «مشعل انسانی» (تورچ هیومن)  معرفی می‌کند. چندین دهه پس از انتشار این کتاب بود که ماورل شخصیت‌هایی همچون «مرد عنکبوتی»‌، «هالک شگفت‌انگیز»‌ و دیگر شخصیت‌های معروفی را که در فیلم‌های ابرقهرمانی اخیر دیده می‌شوند معرفی کرد.

این کتاب مصور که در ابتدا توسط یک پستچی از یک دکه روزنامه‌فروشی واقع در «‌پنسیلوانیا» خریداری شده بود، از لحاظ سالم بودن از مقیاس ۱۰، ۹.۴ تشخیص داده شد.

این اثر در جریان مزایده چهارروزه کتاب‌های مصور و هنر که توسط «حراجی میراث» برگزار شده بود، فروخته شد.

رکورد گران‌ترین کتاب مارول پیش‌تر به یک کتاب متعلق به سال ۱۹۶۲ تعلق داشت که برای نخستین‌بار شخصیت «مرد عنکبوتی»‌ را معرفی می‌کرد و در سال ۲۰۱۱ به قیمت ۱.۱ میلیون دلار فروخته شد.

در سال ۲۰۱۴، یک کتاب مصور «‌سوپرمن» به قیمت ۳.۲ میلیون دلار در وب‌سایت «ای بی» فروخته شد.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...