همایش " آشنایی باادبیات داستانی معاصرایران " روز جمعه هفتم مهرماه در دانشگاه‌های شرق‌شناسی ناپل و ونیز برگزار خواهد شد.

 در این همایش که به همت رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در رم برگزار می‌شود، "مصطفی مستور" داستان‌نویس معاصر ایرانی و جمعی از اساتید و دانشجویان دوره دکترای در دانشگاه شرق‌شناسی ناپل حضور خواهند داشت.

گفتنی است این همایش همچنین روز سه شنبه یازدهم مهر ماه در محل دانشگاه ونیز نیز برگزار شده و در آن مصطفی مستور به ویژگی‌های داستان‌نویسی معاصر ایران خواهد پرداخت. در این نشست‌ها علاوه بر مصطفی مستور، تعدادی از اساتید کرسی زبان فارسی این دانشگاه‌ها به ایراد سخنرانی می‌پردازند.

 
در این همایش‌ها همچنین موضوع تاثیر متقابل ادبیات ایران و ایتالیا مورد بررسی قرار خواهد گرفت و سه داستان کوتاه از"
مصطفی مستور" باعناوین "سوفیا"، "ملکه‌الیزابت" و "مهتاب" نیز که به مناسبت این نشست از سوی کرسی زبان فارسی دانشگاه ناپل ترجمه شده، دراختیار علاقمندان قرار خواهد گرفت.

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...