با توجه به اطلاعات ارائه‌شده از سوی وزارت آموزش و پرورش ترکیه، از زمان کودتای نافرجام سال ۲۰۱۶ ترکیه تاکنون بیش از ۳۰۰ هزار کتاب از مدرسه‌ها و کتابخانه‌های این کشور حذف و نابود شده است.

به گزارش ایسنا به نقل از گاردین، «ضیا سلچوک» وزیر آموزش و پرورش ترکیه هفته گذشته اعلام کرد ۳۰۱،۸۷۸ کتاب در راستای برخورد جدی دولت با هرگونه آثار مرتبط با «فتح‌الله گولن» در ترکیه نابود شده است. دولت ترکیه «فتح‌الله گولن» را مسبب اصلی کودتای نافرجام سال ۲۰۱۶ می‌داند، این در حالی است که «گولن» هرگونه دخالت در ماجرای کودتا را رد کرده است.

آمار کتاب‌های نابودشده ترکیه برای اولین‌بار توسط روزنامه مشهور «حریت» و با چاپ تصاویر کتاب‌های سوزانده‌شده اعلام شد.

روزنامه ترکیه‌ای «بیر گون» در دسامبر سال ۲۰۱۶ اعلام کرد، یک میلیون و ۸۰۰هزار کتاب درسی به دلیل آن‌که کلمه «پنسیلوانیا» در آن‌ها به کار برده شده است نابود شده‌اند و پس از ایجاد تغییرات، دوباره به چاپ رسیدند. «پنسیلوانیا» جایی است که «فتح‌الله گولن» در آن تحت تدابیر امنیتی زندگی می‌کند. نام خیابان‌هایی از آنکارا که «گولن» نام داشت نیز تغییر داده شده‌اند.

انجمن «پن انگلیسی» در سال ۲۰۱۸ در گزارشی اعلام کرد، در مجموع ۲۰۰ رسانه و ارگان‌های انتشاراتی تعطیل شده‌اند، ۸۰ نویسنده تحت بازجویی قرار گرفته‌اند و آثارشان بررسی شده است و ۵،۸۲۲ استاد دانشگاه از ۱۱۸ دانشگاه دولتی محروم شده‌اند. این گزارش به بحران آزادی بیان در ترکیه نیز اشاره داشت.

معمار چین نوین است... افراطیونِ طرفدار انقلاب فرهنگی و جوخه‌های خاص آنها علاوه بر فحاشی در مطبوعاتِ تحت امر، به فرزندان او که در دانشگاه درس می‌خواندند حمله بردند و یکی از آنها را از پنجره به بیرون انداختند که منجر به قطع نخاع او شد... اولین و مهمترین درخواست او از آمریکایی‌ها (پس از توافق) نه وام بود و نه تجهیزات و نه تجارت، بلکه امکان اعزام دانشجو به دانشگاه‌های معتبر آمریکایی بود... می‌دانست عمده تغییرات، تدریجی است و رفتار پرشتاب، ممکن است نتیجه عکس دهد ...
بازی‌های معمول در مدرسه مجاز بود، ولی اگر خدای ناکرده کسی سوت می‌زد، واویلا بود... جاسوسی و خبرچینی از بچه‌ها و معلمان نزد مدیریت مدرسه معمول بود... تعبد و تقید خود نسبت به مذهب را به تقید به سازمان تبدیل کردند... هم عرفان توحیدی دارد، هم مارکسیستی است، هم لنینیستی، هم مائوئیستی، هم توپاماروبی و هم چه‌گوارایی...به این نتیجه رسیدند که مبارزه با مجاهدین و التقاط آنان مهم‌تر از مبارزه با سلطنت پهلوی است ...
تلاش و رنج یک هنرمند برای زندگی و ارائه هنرش... سلاح اصلی‌اش دوربین عکاسی‌اش بود... زندانی‌ها هویت انسانی خود را از دست می‌دادند و از همه‌چیز تهی می‌شدند... وقتی تزار روسیه «یادداشت‌هایی از خانه مردگان» را مطالعه کرد گریه‌اش گرفت و به دستور او تسهیلاتی برای زندان‌های سیبری قایل شدند... نخواستم تاریخ‌نگاری مفصلی از اوضاع آن دوره به دست بدهم... روایت یک زندگی ست، نه بیان تاریخ مشروطیت... در آخرین لحظات زیستن خود تبدیل به دوربین عکاسی شد ...
هجوِ قالیباف است... مدیرِ مطلوبِ سیستم... مدیری که تمامِ بهره‌اش از فرهنگ در برداشتی سطحی از دو مفهومِ «توسعه» و «مذهب» خلاصه می‌شود... لیا خودِ امیرخانی‌ست که راوی‌اش این‌بار زن شده‌است تا برای تهران مادری کند؛ برای پسربچه‌ی معصومی که پیرزنی بدکاره است در یک بن‌بستِ سی‌ساله... ما را به جنگِ اژدها می‌برد امّا می‌گوید تمامِ سلاحم «چتربازی» است و «شاش بچّه» و... کارنامه‌ی امیرخانی و کارنامه‌ی جمهوری اسلامی بهترین نشان‌دهنده‌ی تناقض در مسئله‌شان است ...
بازخوانی ماجراهای چپ مارکسیست- لنینیست که از دهه ۲۰ در ایران ریشه دواند... برای انزلی و بچه‌های بندرپهلوی تاریخ می‌نویسد... تضاد عشق و ایدئولوژی در دوران مبارزه... گاهی قلم داستان‌نویسانه‌اش را زمین می‌گذارد و می‌رود بالای منبر وعظ. گاهی لیدر حزب می‌شود و می‌رود پشت تریبون. گاه لباس نصیحت‌گری می‌پوشد... یکی از اوباش قبل از انقلاب عضو کمیته می‌شود... کتاب پر است از «خودانتقادی» ...