به گزارش کتاب نیوز به نقل از فارس، ۱۰ قصه‌‌ تصویری از کلیله و دمنه به روایت مژگان شیخی و تصویرگری فرهاد جمشیدی در نوبت چاپ هشتم منتشر شد.

چاپ هشتم کلیله و دمنه برای کودکان و نوجوانان

این کتاب بازنویسی کتاب کلیله و دمنه به روایت مژگان شیخی، برای گروه سنی کودک و نوجوان است که در آن قصه‌هایی از مرغ ماهی‌خوار حیله‌گر، شیر و خرگوش دم سیاه، لاک‌پشتی در آسمان، زبرا و دوستانش، مرد جهانگرد و مار خط‌خطی، موشی که دختر شد، چشمه‌ای که مال ماه بود و ... آورده شده است. تلاش مژگان شیخی برای روایت داستان‌ها به زبان ساده و انتخاب داستان‌های اخلاقی و عبرت‌آموز از ویژگی‌هایی است که می‌توان بدان اشاره کرد.

مهم‌ترین هدف تألیف کتاب این است که کودکان با شاعران و نویسندگان بزرگ فارسی آشنا شوند، بازنویسی قصه‌های آنها را بخوانند تا در آینده که بزرگ شدند اصل کتاب‌ها را مطالعه کنند. کلیله و دمنه کتابی شامل داستان‌های متنوع و زیاد است ولی انتخاب این تعداد داستان و مفاهیم آنها به این دلیل بوده که هم حجم کتاب خیلی بالا نرود، هم اینکه موضوعات داستان‌ها برای مخاطبان امروزی ملموس‌تر باشد. تصویرهای کتاب با فضای داستان‌ها و موضوعات آنها همخوانی دارد.

کتاب‌های بنفشه واحد کودک و خردسال انتشارات قدیانی، ده قصه‌ی تصویری از کلیله و دمنه را در نوبت چاپ هشتم، تیراژ ۲۲۰۰ نسخه و قیمت ۲۰۰۰۰ تومان در اختیار علاقه‌مندان قرار داد.

................ هر روز با کتاب ...............

همه‌ جنبش‌های توده‌وار در طرفدارانشان نوعی جان‌برکفی و گرایش به عمل و اقدام مشترک برمی‌انگیزند؛ همه‌ آنها فارغ از آموزه‌هایی که می‌پراکنند و برنامه‌ای که ارائه می‌دهند تعصب، شور، امید، نفرت و نابردباری تب‌آلود را می‌پرورند... ایمان کور و پایبندی و وفاداری همه‌جانبه و با تمام وجود را طلب می‌کنند... میزان قدرت بالقوه‌ یک ملت در حکم گنجینه‌ آرزوهای دست‌نیافتنی آن است ...
چنان جزئیات حرفه‌ای یک جیب‌بر را باز کرده که اگر نگوييم خود ناکامورا یک جیب‌بر واقعی است، دست‌کم می‌توانیم مطمئن باشیم ساعت‌ها کار یک جیب‌بر واقعی را تماشا کرده است... جهان به سه دسته خدایان، بردگان و انسان‌ها تقسیم شده و متاسفانه بردگان از همه بیشترند... جیب‌برها و دله‌دزدها که تنها انسان‌های عادی این جهان‌اند و درنهایت اینها شاید بتوانند کاری خلاف اراده خدایان انجام دهند ...
در نقش پدر دوقلوها ... فیلمنامه‌ی این اثر اقتباسی بومی شده از رمان اریش کستنر است... هنرنمایی مرحوم ناصر چشم آذر در مقام نویسنده‌ی ترانه‌های متن... دغدغه‌های ذهنی خانواده‌ها و روش حل مساله به سبک ایرانی؛ مخصوصا حضور پررنگ مادربزرگ بچه‌ها در داستان، از تفاوت‌های مثبت فیلمنامه با رمان مبدا است... استفاده‌ی به‌جا و جذاب کارگردان از ترانه‌های کودکانه در پرورش شخصیت آهنگساز ایرانی از دیگر نقاط قوت اقتباس پوراحمد است ...
حتی اندکی نظرمان را در مورد پسر ولنگار داستان که روابطی نامتعارف و از سر منفعت با زنان اطرافش دارد، تغییر نمی‌دهد... دورانی که دانشجویان در پی یافتن اتوپیا روانه شهرهای مختلف می‌شدند و «دانشجو بودن» را فضیلتی بزرگ می‌شمردند. دورانی که تخطی از ابرساختارهای فرهنگی مسلط بر روابط بین جنس مخالف تقبیح می‌شد و زیرپوست شهر نوعی دیگر از زیستن جاری بود... در مواجهه با این رمان با پدیده‌‌ی تمام‌‌عیار اجتماعی روبه‌رو هستیم ...
حتی ناسزاهایی که بر زبان او جاری می‌شود از کتاب‌هایی می‌آید که خواندن‌شان برای کودکی هفت‌ساله دشوار است... معلم سرخانه‌ی او، نویسنده‌ای است که از فعالیت‌های روشنفکری سرخورده شده و در کلام او می‌توان رگه‌هایی از تفکر یک اصلاح طلبِ ناامید از بهبود اوضاع را مشاهده کرد... توی کتاب‌ها هیچ‌چیزی درباره‌ی امروز نیست، فقط گذشته است و آینده. یکی از بزرگ‌ترین نواقص کتاب‌ها همین است. یکی باید کتابی اختراع کند که همان موقع خواندن، به آدم بگوید در همین لحظه چه اتفاقی دارد می‌افتد ...