به گزارش کتاب نیوز به نقل از فارس، ۱۰ قصه‌‌ تصویری از کلیله و دمنه به روایت مژگان شیخی و تصویرگری فرهاد جمشیدی در نوبت چاپ هشتم منتشر شد.

چاپ هشتم کلیله و دمنه برای کودکان و نوجوانان

این کتاب بازنویسی کتاب کلیله و دمنه به روایت مژگان شیخی، برای گروه سنی کودک و نوجوان است که در آن قصه‌هایی از مرغ ماهی‌خوار حیله‌گر، شیر و خرگوش دم سیاه، لاک‌پشتی در آسمان، زبرا و دوستانش، مرد جهانگرد و مار خط‌خطی، موشی که دختر شد، چشمه‌ای که مال ماه بود و ... آورده شده است. تلاش مژگان شیخی برای روایت داستان‌ها به زبان ساده و انتخاب داستان‌های اخلاقی و عبرت‌آموز از ویژگی‌هایی است که می‌توان بدان اشاره کرد.

مهم‌ترین هدف تألیف کتاب این است که کودکان با شاعران و نویسندگان بزرگ فارسی آشنا شوند، بازنویسی قصه‌های آنها را بخوانند تا در آینده که بزرگ شدند اصل کتاب‌ها را مطالعه کنند. کلیله و دمنه کتابی شامل داستان‌های متنوع و زیاد است ولی انتخاب این تعداد داستان و مفاهیم آنها به این دلیل بوده که هم حجم کتاب خیلی بالا نرود، هم اینکه موضوعات داستان‌ها برای مخاطبان امروزی ملموس‌تر باشد. تصویرهای کتاب با فضای داستان‌ها و موضوعات آنها همخوانی دارد.

کتاب‌های بنفشه واحد کودک و خردسال انتشارات قدیانی، ده قصه‌ی تصویری از کلیله و دمنه را در نوبت چاپ هشتم، تیراژ ۲۲۰۰ نسخه و قیمت ۲۰۰۰۰ تومان در اختیار علاقه‌مندان قرار داد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...