جلدهای دوم و سوم از مجموعه‌ 12 جلدی "داستان‌های کهن برای نوجوانان" که گزیده‌ای از گلستان سعدی و کلیله و دمنه است به زودی منتشر می‌شود.

احسان عظیمی سردبیر تحریریه  نشر آوای سورنا در گفتگو با مهر از تدوین مجموعه‌ای  با نام کلی "داستان‌های کهن برای نوجوانان" خبر داد و گفت: جلد نخست این مجموعه با نام "گنج و کلید" به همت مریم شریف‌نسب تدوین و منتشر شده و جلدهای دیگر آن توسط دیگران نویسندگان نوشته می‌شود.

وی ادامه داد: در کتاب "گنج و کلید" مولف به بررسی دنیا و آخرت در آینه شعر پارسی می‌پردازد و در پانوشت‌ها نیز اگر شعرها نیاز به توضیح بیشتری دارد این توضیحات آورده شده تا منظور شاعر روشن‌تر و برای مخاطبی که امروز آن شعرها را می‌خواند آشکار شود.

این فعال حوزه نشر با اشاره به اینکه این مجموعه قرار است 12 جلد داشته باشد توضیح داد: دو جلد از مجموعه یکی گزیده‌ای از گلستان
سعدی به همت سیدجواد حیدری و دیگری گزیده‌ای از کلیه و دمنه تدوین مجید گل محمدی مجوز گرفته و در چاپخانه است و کتاب دیگر که بوستان سعدی را مرور می‌کند در انتظار دریافت مجوز است.

عظیمی در پایان اشاره کرد: به غیر از جلد نخست مجموعه که به طور موضوعی کار شده بدین شکل که شعرهای مختلفی که در آنها به مساله دنیا و آخرت پرداخته، جدا کرده است، دیگر جلدها مشخصا گزیده‌ای از یک کتاب خاص را  با توضیحاتی درباره آن اثر و شاعرش شامل می‌شود.

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...