کتاب «یک هفته پُراز شنبه»  [Eine Woche voller Samstage] به نویسندگی و تصویرگری پاول مآر [Paul Maar] آلمانی و ترجمه مهدی شهشهانی از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان روانه‌ی بازار نشر شد.

یک هفته پراز شنبه»  [Eine Woche voller Samstage] پاول مآر [Paul Maar]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، در این کتاب نویسنده، داستان جذاب و خنده‌دار شخصیتی به‌نام «آقای تاشن بیر» را در یک هفته روایت کرده و ادامه آن را در کتاب دیگری با عنوان «بازگشت زامس در روز شنبه» آورده است.

بر اساس این خبر، آقای تاشن بیر یک انسان ترسوست که شدیداً از خانم صاحب‌خانه «کلم قرمز» می‌ترسد، از رئیس خود حساب می‌برد و اصولاً در برابر افرادی که به او بد و بیراه می‌گویند و با او آمرانه برخورد می‌کنند کوتاه می‌آید… تا این‌که در یک روز شنبه، یک زامس سر راه او قرار می‌گیرد و تصمیم به ماندن نزد او می‌گیرد.

پاول مآر نویسنده این اثر در سال ۱۹۳۷ در شهر شواین فورت، در آلمان به دنیا آمده و علاوه بر آثار متعددی که برای کودکان و نوجوانان به رشته‌ی تحریر درآورده، نمایش‌نامه‌هایی برای رادیو و صحنه نیز نگاشته و تصویرگری آثارش را خود بر عهده گرفته است.

وی تاکنون جوایز متعدد بین‌المللی از جمله جایزه آکادمی ادبیات کودکان و نوجوانان آلمان، جایزه دولتی اتریش و جایزه برادران گریم را دریافت کرده است.

کتاب «یک هفته‌ی پُر از شنبه» برای گروه سنی نوجوان «۱۵+» سال با شمارگان ۲ هزار و۵۰۰ نسخه و قیمت ۱۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

دختر به پدر می گوید: برای تو همه جا میدون جنگه، ولی برای من نه... درباره‌ی یک زخم ناسور ملی ست، که این بار، از یک دعوای مضحک دونفره، سر باز کرده است. یک زخمی قومیتی، یک زخم مذهبی، یک زخم به پشتوانه‌ی سالها جنگ داخلی... فهمیدن اینکه همیشه و همه جا و در برابر همه کس نیاز به روحیه جنگاوری و سلحشوری نیست، و هر اختلافی را نباید تبدیل به جنگ حیثیتی کرد؛ سخت است ولی لازم ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...