کتاب «عشق در عصر کودتا» [The stationery shop] نوسته مرجان کمالی [Marjan Kamali] با ترجمه جلیل جعفری منتشر شد.

عشق در عصر کودتا» [The stationery shop]  مرجان کمالی [Marjan Kamali]

به گزارش ایسنا، داستان «عشق در عصر کودتا» نوشته مرجان کمالی با ترجمه جلیل جعفری در ۳۸۳ صفحه با شمارگان ۱۱۰۰ نسخه و قیمت ۷۹۵۰۰ تومان توسط نشر کتاب پارسه منتشر شده است.

در نوشته پشت‌ جلد کتاب آمده است: «عشقی که در زمین سیاست‌زده و زمانه پرآشوب سال ۱۳۳۲ در تهران به یک نگاه می‌روید اما در گرماگرم غرور و سقوط یک ملت، به ناگاه فرو می‌ریزد. این شروع ماجرایی است که چند نفر را به هم پیوند می‌دهد تا چند دهه بعد در سرزمینی دیگر، زایش دوباره‌ای از آن را به چشم ببینند.

[مرجان کمالی در 1971 از پدر و مادر ایرانی در ترکیه متولد شد. او فارغ التحصیل ام بی ای از دانشگاه کلمبیاست و «عشق در عصر کودتا» دومین رمان اوست.]

................ هر روز با کتاب ...............

اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...