ترجمه الهه دهنوی از رمان «مرد در تاریکی» اثر پل استر، توسط انتشارات مروارید منتشر شد. در حالی که ترجمه دیگری از همین رمان نیز زیر چاپ است.

به گزارش ایبنا، استر در این کتاب ماجرای مردی تنها و منزوی به نام «اگوست بریل» را نقل می‌کند که همراه دختر رها شده توسط شوهرش، در ورمونت آمریکا زندگی می‌کند. همسر اگوست چند سال پیش مرده است. ماجرای کتاب از جایی آغاز می‌شود که نیمه شب اگوست از خواب می‌پرد و در مورد یک داستان خیال‌پردازی می‌کند. او در خیالش آمریکای دیگری را تصور می‌کند که هیچ شباهتی با آمریکای امروزی ندارد. در آمریکای خیالی این پیرمرد، برج‌های تجارت جهانی هرگز خراب نشده‌اند و آمریکا هرگز به عراق لشکرکشی نکرده است.


آگوست بریل هفتاد و دو ساله که شبها گرفتار بی خوابی است و هجوم خاطرات تلخ گذشته لحظه ای رهایش نمی کند، به قصه گفتن پناه می برد. داستان او درباره مردی است به نام اُوِن که باید آمریکا را نجات دهد، اما نه آن آمریکایی که ما می شناسیم بلکه آمریکایی که درگیر جنگ داخلی است.

ترجمه دهنوی از این رمان را انتشارات مرواید با تیراژ 1650 نسخه و قیمت 3000 تومان منتشر کرده است. نسخه اصلی این کتاب در ماه سپتامبر سال گذشته میلادی با نام «Man in the Dark» در 192 صفحه منتشر شده است.

ترجمه فارسی خجسته کیهان از همین رمان نیز زیرچاپ است و از سوی انتشارات افق منتشر می‌شود. وی نام «مردی در تاریکی» را برای این کتاب برگزیده است. این ترجمه 80 صفحه چاپی را اشغال می‌کند.

بازگوکردن روابط عاشقانه بی‌نتیجه‌اش، اقدامش به خودکشی، دوستی‌ها و پروژه‌های ادبی‌ منقطعش، تحت‌‌الشعاعِ بخش‌هایی از پیشینه خانوادگی قرار می‌گیرد که مسیر مهاجرت از جمهوری دومینیکن به ایالات متحده آمریکا را معکوس می‌کند و روی زنان خانواده اسکار متمرکز می‌شود... مادرش زیبارویی تیره‌پوست بود... عاشق جنایتکار بدنامی شد... ارواح شرور گهگاه در داستان به‌کار گرفته می‌شوند تا بداقبالی خانواده اسکار را به تصویر بکشند ...
فهم و تحلیل وضعیت فرهنگ در جامعه مصرفی... مربوط به دوران اخیر است، یعنی زاده مدرنیته متأخر، دورانی که با عناوین دیگری مثل جامعه پساصنعتی، جامعه مصرفی و غیره نامگذاری شده است... در یک سو گرایشی هست که معتقد است باید حساب دین را از فرهنگ جدا کرد و برای احیای «فرهنگ اصیل ایرانی» حتی باید آن را هر گونه «دین خویی» پالود؛ در سوی مقابل، اعتقاد بر این است که فرهنگ صبغه‌ای ارزشی و استعلایی دارد و هر خصلت یا ویژگی فرهنگیِ غیردینی را باید از دایره فرهنگ بیرون انداخت ...
وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...
همسایه و دوست هستند... یک نزاع به‌ظاهر جزیی بر سر تفنگی قدیمی... به یک تعقیب مادام‌العمر تبدیل می‌شود... بدون فرزند توصیف شده، اما یک خدمتکار دارد که به‌نظر می‌رسد خانه را اداره می‌کند و به‌طرز معجزه‌آسایی در اواخر داستان شامل چندین فرزند می‌شود... بقیه شهر از این واقعیت که دو ایوان درحال دعوا هستند شوکه شده‌اند و تلاشی برای آشتی انجام می‌شود... همه‌چیز به مضحک‌ترین راه‌هایی که قابل تصور است از هم می‌پاشد ...
یک ریسه «ت» پشت سر هم ردیف می‌کرد و حسابی آدم را تف‌کاری می‌کرد تا بگوید تقی... قصه‌ی نویسنده‌ی «سایه‌ها و شب دراز» است که مرده است و زنش حالا دست‌نویس پانصد ششصدصفحه‌ای آن داستان را می‌دهد به فرزند خلف آن نویسنده‌ی مرحوم... دیگر حس نمی‌کردم که داوود غفارزادگان به من نارو زده... عاشق شدم، دانشجو شدم، فعالیت سیاسی کردم، از دانشسرا اخراج شدم... آسمان ریسمان نمی‌بافد؛ غر می‌زند و شیرین تعریف می‌کند... ...