سوزت مایر [Suzette Mayr] به عنوان برنده جایزه گیلر ۲۰۲۲ [Giller Prize] کانادا انتخاب و معرفی شد.

سوزت مایر [Suzette Mayr] باربر ماشین‌خواب» [The Sleeping Car Porter]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، سوزت مایر برای رمانی با عنوان «باربر ماشین‌خواب» [The Sleeping Car Porter] برنده جایزه ۱۰۰ هزار دلاری گیلر شد.

نظر هیات داوران درباره کتاب برنده چنین بود: سوزت مایر به طرزی باورنکردنی، دردناک و هیجان‌انگیز، با یک قطار مسافربری در حال حرکت در سراسر خاک پهناور کانادا، دنیای نزدیک به یک قرن پیش را زنده کرده است. همان طور که در بهترین رمان‌های تاریخی رخ می‌دهد، هر صفحه از این کتاب در عین حال کاملاً و به طرز وحشتناکی معاصر به نظر می‌رسد.

جنبش برادری باربران ماشین‌خواب سال ۱۹۲۵ تاسیس شد و اولین سازمان کارگری بود که به رهبری آفریقایی-آمریکایی‌ها برای به‌دست آوردن منشور در فدراسیون کارگری آمریکابود و اعضای خود را از میان کارگران مهاجر کانادا، آمریکا و مکزیک گرد آورد و ابتدا بر جنبش حقوق مدنی و در ادامه بر ریشه کن کردن جدایی سیاه‌پوستان تمرکز کرد.

در بیست و نهمین دوره جایزه گیلر فینالیست‌های این جایزه شامل کیم فو نویسنده مجموعه داستان کوتاه «هیولاهای کمتر شناخته شده قرن بیست و یکم»، راوی هیج نویسنده مجموعه داستان کوتاه «سگ‌های ولگرد»، تسرینگ یانگزوم لاما برای رمان «ما زمین را با بدن خود اندازه می‌گیریم» و نور ناگا برای رمان «اگر یک مصری نتواند انگلیسی صحبت کند» هر یک ۱۰ هزار دلار برای رسیدن به این مرحله دریافت می‌دارند.

امسال مثل سال‌های پیش یک هیات ۵ نفره داوران فهرست اولیه و نامزدهای نهایی این رقابت را انتخاب کردند. داوران امسال شامل کای کلو، کیسی پت و وابگشیگ رایس نویسندگان کانادایی، کیتی کیتامورا و اسکات اسپنسر نویسندگان آمریکایی می‌شدند.

برنده امسال از میان ۱۳۸ کتاب که در نهایت ۱۴ عنوان آنها به فهرست اولیه راه یافتند، انتخاب شد.

سوزت مایر ۵۵ ساله و استاد دانشگاه هنر کالگری پیش از این ۵ رمان دیگر هم منتشر کرده که «دکتر ادیت وین و خرگوش‌های کراولی هال» در سال ۲۰۱۷، «تک‌شاخ» در سال ۲۰۱۱، «ونوس هام» در سال ۲۰۰۴، «بیوه‌ها» در سال ۱۹۹۸ و «ماه عسل» در سال ۱۹۹۵ را دربرمی‌گیرد. وی پیش از این هم در فهرست جوایز مختلف جای داشت و با «بیوه‌ها» به فهرست نهایی جایزه نویسندگان مشترک‌المنافع و با «ماه عسل» به فهرست نهایی جوایز بهترین کتاب اول نویسندگان آلبرتا راه یافت. با «تک‌شاخ» وی جایزه ری‌لیت را برد و در فهرست اولیه جایزه گیلر سال ۲۰۱۱ جای گرفت.

این نویسنده با دریافت جایزه گیلر به عنوان یکی از مهمانان ویژه در نمایشگاه بین‌المللی کتاب گوادالاخارا در مکزیک حضور می‌یابد.

جایزه گیلر سال ۱۹۹۴ توسط جک رابینوویچ بنیاد شده تا هر سال بهترین اثر داستانی کانادا را انتخاب کند. سال ۲۰۰۵ اسکاتیا بانک هم به این جایزه ملحق و میزان جایزه آن ۴ برابر شد. این جایزه به یاد روزنامه‌نگار ادبی فقید دوریس گیلر که همسر جک رابینوویچ بود و سال ۲۰۱۷ درگذشت، به نام وی شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...