احساس گناه | الف


با پوشش مورد علاقه‌‌ی تگزاسی که اغلب با آن دیده می‌شد، بیشتر به زنان ماجراجوی غرب آمریکا شباهت داشت تا نویسنده‌ای عزلت گزین با شخصیتی متفاوت و کج خلق که بعد از کسب شهرت، زندگی در اروپا را به ماندن در زادگاهش ترجیح داد. اما به نظر زندگی او در اروپا که تا هنگام مرگ ادامه یافت (۱۹۲۱- ۱۹۹۴)، بی‌ارتباط با علاقه و تحسین آنها از او نبود. اروپاییان هنردوست ارزشهایی در آثار او یافته بودند که آمریکاییان توجهی بدانها نکرده بودند.

پاتریشیا های‌اسمیت هایسمیت [Patricia Highsmith]  Ripley’s Game   بازی ریپلی

در آمریکا پاتریشیا های‌اسمیت [Patricia Highsmith] تنها یک نویسنده آثار پلیسی محسوب می‌شد، یک حرفه‌ای که آثار کم و بیش موفقی خلق کرده بود. اما در اروپا او یک داستان‌نویس و هنرمند بود که داستانهایش مضمونی حادثه‌ای و جنایی داشتند اما این مسئله چیزی از اهمیت ادبی و هنری آثار او نمی‌کاست. در واقع آنها به جنبه‌های ادبی، عمق محتوا و روح انسانی آثار او بیشتر توجه داشتند تا بازتاب رویه‌ی حادثه‌پردازانه و جنایی آنها.

این اتفاقی بود که در مورد هنرمندان بزرگ دیگری هم مصداق یافت؛ نمونه‌اش آلفرد هیچکاک که آمریکاییان همیشه به او به عنوان یک حرفه‌ای و تکنسین نگاه می‌کردند و حتی از دادن اسکار به او دریغ کردند؛ در حالیکه اروپاییان به‌خصوص نویسندگان نشریه کایه دو سینما جنبه هنری آثار او را درک و هیچکاک را به عنوان یک هنرمند بزرگ به دنیا معرفی کردند.

سوای این، یک جای دیگر نیز سرنوشت، نام هیچکاک و پاتریشیا های‌اسمیت را به هم پیوند داده است. هیچکاکی که با اقتباس و ساختن فیلمی براساس نخستین اثر پاتریشیا های‌اسمیت با عنوان «بیگانگان در ترن» او را به شهرت رساند و ادامه مسیر داستان نویسی‌‍‌اش را هموار کرد. پاتریشیا های‌اسمیت نزدیک به سی اثر کوتاه و بلند نوشته است که مهمترین آنها رمانهایی‌ با محوریت مردی به نام تام ریپلی است.

اولین رمان از این مجموعه با عنوان «آقای ریپلی با استعداد» که در سال ۱۹۵۵ منتشر شد.۱ جوایز ادبی و تحسین‌های منتقدان را برای پاتریشیا های‌اسمیت که ۳۴ ساله بود، به همراه آورد.۲ موفقیت بسیار این اثر باعث شد او رمانهای دیگری را نیز با حضور شخصیت تام ریپلی بنویسد. به این ترتیب او نیز به نویسنده‌ای بدل شد که نامش با شهرت قهرمان ثابت مهمترین آثارش (تام ریپلی) پیوند خورد. شاید نام او از شهرتی هم‌پایه‌ی نویسنده‌ای چون آگاتا کریستی در میان عامه علاقمندان ادبیات پلیسی و جنایی برخوردار نباشد، اما از منظر خلق روایتی پرکشش و جذاب، همچنین برخورداری از طرح حساب شده و ساختار محکم در جهت خلق تعلیق و... از آثار آگاتا کریستی چیزی کم ندارد؛ افزون براینکه نوشته‌های او به دلیل برخورداری از مایه‌های غنی روانشناختی و همچنین کیفیت ادبی‌شان، به مراتب از جایگاه بالاتری از آثار آگاتا کریستی و بسیاری دیگر از جنایی‌نویسان معروف قرار می‌گیرند؛ در این زمینه شاید تنها ژرژ سیمنون در آثار موفقش با او برابری کند.

رمان «بازی ریپلی» [] که با ترجمه شهریار وقفی پور به عنوان پنجمین کتاب از سری هرمس جیبی به بازار آمده یکی از آثار شاخص کارنامه پاتریشیا‌ هایسمیت محسوب می‌شود، رمانی که در سال ۱۹۷۴ منتشر شده و یکی از چند رمانی‌ست که تام ریپلی در آن حضوری محوری دارد.

این رمان در سالهای اقامت نویسنده در اروپا نوشته شده و خود او نیز ترجیح داده داستان را به یکی از شهرهای کوچک فرانسه ببرد. در این رمان با دوره‌ای متفاوت از زندگی تام ریپلی روبه‌رو هستیم، او که پیشتر در تلاش برای پیشرفت و کسب موفقیت در زندگی بود (از طریق قانونی یا غیرقانونی)، حالا موقعیتی تثبیت شده دارد. ازدواج کرده و در خانه‌ای بزرگ زندگی نسبتا مرفهی دارد؛ با نقاشی کردن و دیگر سرگرمی‌های هنری، میهمانی رفتن و... روزگار می‌گذراند. در این میان یکی از دوستان قدیمی‌اش، پیشنهاد انجام مأموریتی را به او می دهد؛ اما تام ریپلی در تصمیمی جاه‌طلبانه بازی‌ای را ترتیب می دهد. او شرایطی به وجود می‌آورد که مردی ساده و معمولی با طبیعتی بسیار آرام، انجام این ماموریت قتل را برعهده بگیرد و... بازی ریپلی به لحاظ طرح و توطئه داستان ساختاری محکم و حساب شده دارد، به خصوص اینکه درونمایه داستان نیز با توجه به ترتیب دادن این بازی توسط تام ریپلی، به مراتب پیچیده‌تر از دیگر آثار پاتریشیا های‌اسمیت شده و نیازمند تدارک دیدن طرح و توطئه‌ای دقیق بوده است.

بازی ریپلی تقریبا اغلب نقاط قوت و ویژگی‌های سبکی آثار پاتریشیا‌ های‌اسمیت را دارد، چه از منظر تماتیک و چه از نظر فرم اثر؛ و به همین دلیل همانند دیگر آثار مهم این نویسنده در سینما نیز مورد اقتباس قرار گرفته است. تم مورد علاقه پاتریشیا‌ های‌اسمیت یعنی کنار هم قرار گرفتن دو مرد، همراه شدن آنها به واسطه برخورداری از هدفی مشترک، جاذبه و دافعه آنها برای یکدیگر، همدلی و یا تقابل میان آنها در بازی ریپلی نیز دیده می شود. در این بین ایده احساس گناه نیز اتمسفر روانی اثر را می سازد و دو شخصیت اصلی رمان هریک به نوعی با آن درگیر شده و نویسنده با ظرافت آن را در طول داستان به لحاظ درونی و بیرونی در موقعیت‌های مختلف منعکس می کند و تصمیمات شخصیت‌ها را تابعی از این مسئله قرار می دهد. در این رمان نیز همراهی شخصیت ها پایانی فاجعه بار به همراه دارد و جالب اینکه در جایی که دو شخصیت اصلی داستان از بار احساس گناه رهایی پیدا می کنند، ناخواسته شخصیتی دیگر را که در طول اثر سمبل معصومیت است گرفتار آن می سازند. ۳

پی نوشت:
1- آقای ریپلی با استعداد در ایران با عنوان معمای آقای ریپلی با ترجمه فرزانه طاهری تو (انتشارات طرح نو) منتشر شده است.
2- این کتاب در سال ۱۹۵۶ جایزه ادگار آلن پو و در سال ۱۹۵۷ جایزه بزرگ داستان‌های پلیسی در فرانسه را از آن خود کرد.
3- معرفی رمان‌های از این قسم بسیار دشوار است چون نویسنده مطلب مدام با عذاب وجدان لو دادن داستان روبروست زیرا حقیقتا حیف است لذت خوانش نخست کتاب از مخاطب گرفته شود.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

معمار چین نوین است... افراطیونِ طرفدار انقلاب فرهنگی و جوخه‌های خاص آنها علاوه بر فحاشی در مطبوعاتِ تحت امر، به فرزندان او که در دانشگاه درس می‌خواندند حمله بردند و یکی از آنها را از پنجره به بیرون انداختند که منجر به قطع نخاع او شد... اولین و مهمترین درخواست او از آمریکایی‌ها (پس از توافق) نه وام بود و نه تجهیزات و نه تجارت، بلکه امکان اعزام دانشجو به دانشگاه‌های معتبر آمریکایی بود... می‌دانست عمده تغییرات، تدریجی است و رفتار پرشتاب، ممکن است نتیجه عکس دهد ...
بازی‌های معمول در مدرسه مجاز بود، ولی اگر خدای ناکرده کسی سوت می‌زد، واویلا بود... جاسوسی و خبرچینی از بچه‌ها و معلمان نزد مدیریت مدرسه معمول بود... تعبد و تقید خود نسبت به مذهب را به تقید به سازمان تبدیل کردند... هم عرفان توحیدی دارد، هم مارکسیستی است، هم لنینیستی، هم مائوئیستی، هم توپاماروبی و هم چه‌گوارایی...به این نتیجه رسیدند که مبارزه با مجاهدین و التقاط آنان مهم‌تر از مبارزه با سلطنت پهلوی است ...
تلاش و رنج یک هنرمند برای زندگی و ارائه هنرش... سلاح اصلی‌اش دوربین عکاسی‌اش بود... زندانی‌ها هویت انسانی خود را از دست می‌دادند و از همه‌چیز تهی می‌شدند... وقتی تزار روسیه «یادداشت‌هایی از خانه مردگان» را مطالعه کرد گریه‌اش گرفت و به دستور او تسهیلاتی برای زندان‌های سیبری قایل شدند... نخواستم تاریخ‌نگاری مفصلی از اوضاع آن دوره به دست بدهم... روایت یک زندگی ست، نه بیان تاریخ مشروطیت... در آخرین لحظات زیستن خود تبدیل به دوربین عکاسی شد ...
هجوِ قالیباف است... مدیرِ مطلوبِ سیستم... مدیری که تمامِ بهره‌اش از فرهنگ در برداشتی سطحی از دو مفهومِ «توسعه» و «مذهب» خلاصه می‌شود... لیا خودِ امیرخانی‌ست که راوی‌اش این‌بار زن شده‌است تا برای تهران مادری کند؛ برای پسربچه‌ی معصومی که پیرزنی بدکاره است در یک بن‌بستِ سی‌ساله... ما را به جنگِ اژدها می‌برد امّا می‌گوید تمامِ سلاحم «چتربازی» است و «شاش بچّه» و... کارنامه‌ی امیرخانی و کارنامه‌ی جمهوری اسلامی بهترین نشان‌دهنده‌ی تناقض در مسئله‌شان است ...
بازخوانی ماجراهای چپ مارکسیست- لنینیست که از دهه ۲۰ در ایران ریشه دواند... برای انزلی و بچه‌های بندرپهلوی تاریخ می‌نویسد... تضاد عشق و ایدئولوژی در دوران مبارزه... گاهی قلم داستان‌نویسانه‌اش را زمین می‌گذارد و می‌رود بالای منبر وعظ. گاهی لیدر حزب می‌شود و می‌رود پشت تریبون. گاه لباس نصیحت‌گری می‌پوشد... یکی از اوباش قبل از انقلاب عضو کمیته می‌شود... کتاب پر است از «خودانتقادی» ...