«‌کلر آدام» جایزه معتبر «‌دزموند الیوت» را که هرساله به نویسندگان نوقلم اهدا می‌شود را برای نگارش رمان «‌کودک طلایی» دریافت کرد.

به گزارش ایسنا وبه نقل از بوکس اند پابلیشینگ،‌ «کلر آدام»‌ در رمان «‌کودک طلایی» داستان روابط پیچیده یک پدر با دو فرزند دوقلوی خودش را روایت می‌کند.

«‌آدام» با کنار زدن «مایکل دونکور»‌ و «‌آنا مک مین» جایزه 10 هزار پوندی «‌دزموند الیوت»‌ را از آن خود کرد.

جایزه ۱۰ هزار پوندی «دزموند الیوت» ویژه نویسندگان نوقلم انگلیسی است و سالانه به بهترین اثر داستانی که به زبان انگلیسی نوشته شده و در انگلستان به چاپ رسیده باشد، تعلق می‌گیرد.

«دزموند الیوت» ناشر و کارگزار ادبی بود که در یک یتیم‌خانه ایرلندی بزرگ شد. او سال ۱۹۴۷ در سن ۱۶ سالگی با دو پوندی که در جیب داشت، راهی انگلیس شد تا در انتشارات «مک‌میلان» شروع به کار کند. «الیوت» در سال ۱۹۶۰ موفق شد تا انتشارات «آرلینگتون» را تأسیس کند. او سال ۲۰۰۳ در سن ۷۳ سالگی درگذشت.

«الیوت» پیش از مرگ گفته بود دوست دارد، بنیادی را راه‌اندازی کند تا از راه مالی به نویسندگان نوقلم کمک کند و به این ترتیب جایزه «دزموند الیوت» از سال ۲۰۰۷ تاکنون برگزار می‌شود.

سال گذشته جایزه ادبی «دزموند الیوت» به رمان «ما که جوان هستیم» نوشته «پرتی تانژا» رسید.

رمان «ما که جوان هستیم»‌ روایتی نو از داستان «شاه لیر» در هندوستان معاصر است. از دیگر نویسندگان برنده این جایزه می‌توان به «کلر فولر»، «ایمیر مک‌براید»، «گریس مکلین» و «آنجالی ژوزف» اشاره کرد.

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...