رمان «شفق‌ها این‌جا آرامند» [The Dawns Here Are Quiet یا V spiskakh ne znachilsi︠a︡] نوشته بوریس واسیلیف [Boris Vasilʹev] با ترجمه حسن رضایی صدر روانه بازار کتاب شد.

شفق‌ها این‌جا آرامند» [The Dawns Here Are Quiet یا V spiskakh ne znachilsi︠a︡] نوشته بوریس واسیلیف [Boris Vasilʹev]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این رمان در دسته آثار داستانی موسوم به «نثر افسران» است که در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم در شوروی سابق ایجاد و به شکوفایی رسید.

حسن رضایی صدر، مترجم این اثر درباره این کتاب و نثر آن گفت: موضوع اصلی «شفق ها این جا آرامند» مردم، زندگی و امید به آینده است. این کتاب توصیف دخترانی از قشرهای مختلف جامعه است که در مصیبت جنگ گرفتار شده و از رسیدن به عشق و آرزوهای بلند خود محروم شده اند، اما در بدترین شرایط همچنان به آینده زیبایی که می‌تواند در انتظارشان باشد می‌اندیشند. نویسنده در توصیف احساسات و آرزوهای این دختران جوان بسیار موفق عمل کرده و جلوه‌های مختلف شخصیت آنها از جمله عشق، خشم و فداکاری را به سادگی و زیبایی توصیف کرده است. همه این ویژگی‌ها در کنار ایجاد تعادل بین احساسات عاطفی شخصیت‌های اصلی داستان و وقایعی که در میدان بی رحم جنگ اتفاق می‌افتند از دلایل موفقیت این کتاب است که باعث شد مورد پسند علاقه مندان قرار گرفته و به یکی از پرفروش‌ترین آثار جنگ جهانی دوم تبدیل شود.

وی افزود: نثر افسران در دهه‌های شصت و هفتاد میلادی به اوج شکوفایی رسید و این شکوفایی تا دهه هشتاد میلادی ادامه داشت. در این سال‌ها نویسندگانی چون ویکتور نکراسوف با «خط مقدم استالینگراد»، یوری بوندارف با «برف داغ»، گریگوری باکلانوف با «نوزده پسر ابدی»، واسیل بایکوف با «نشان بدبختی» و بوریس واسیلیف با «شفق ها این جا آرامند» در کنار سایر نویسندگانی چون کنستانتین وروبیوف، ویچسلاو کندراتیف و ویکتور کوروچکین گنجینه‌ای از آثار جنگی را در حوزه ادبیات سوسیالیستی به یادگار گذاشتند.

رضایی صدر همچنین گفت: بوریس واسیلیف یکی از آخرین نویسندگانی بود که در جریان ادبی موسوم به «نثر افسران» مطرح شد، اما به دلیل مهارت و ذوق ادبی خیلی سریع به شکوفایی رسید. با انتشار رمان «شفق ها اینجا آرامند» شهرت این نویسنده خیلی زود از مرزهای کشورش گذشت و جایگاه او به عنوان یک نویسنده جنگی در میان منتقدین تثبیت شد. واسیلیف با این رمان نقشی ارزنده در معرفی «نثر افسران» در خارج از مرزهای اتحاد شوروی داشت. دو رمان دیگر او به نام‌های «نام او ثبت نشده بود (۱۹۷۴)» و «فردا خواهیم جنگید (۱۹۸۴)» هم در همین راستا موفق عمل کردند. واسیلیف در حوزه سینما و هنر هم چهره‌ای شناخته شده است و از او به عنوان یک فیلمنامه-نویس یاد می‌شود. در طی پنج دهه، دوازده فیلم سینمایی و چندین نمایش اپرا با الهام از آثار او ساخته شده است.

به گفته این مترجم رمان شفق‌ها این جا آرامند اولین اثر بوریس واسیلیف است که در سال ۱۹۶۹ به چاپ رسید و در سال اول با یک میلیون هشتصد هزار نسخه پرفروش‌ترین کتاب در شوروی شد. این کتاب در معرفی واسیلیف به عنوان یک نویسنده جنگی نقش به سزایی داشت و باعث تثبیت زودهنگام او در میان نویسندگان جوانی شد که در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم پا به عرصه ادبیات گذاشته بودند. این رمان به دلیل سادگی و توصیف زیبا و در عین حال دردناک صحنه‌های جنگ، موفق ترین اثر نویسنده است که به زبان¬های مختلف دنیا ترجمه شده و توانسته مخاطبین زیادی را به خود جلب کند.

رضایی صدر همچنین افزود: «نثر افسران» به عنوان یک سبک ادبی در بین مخاطبان ایرانی ناشناخته بوده و بیشتر خوانندگان و علاقمندان ایرانی حتی با نام آن نیز آشنایی ندارند. از آثار معروف این نثر ادبی، فقط دو رمان «برف داغ» (یوری بوندارف) و «شفق ها این جا آرامند» حدود چهار دهه قبل به زبان فارسی ترجمه شدند. اما سایر نویسندگان این سبک ادبی برای مخاطبین ایرانی ناشناخته بوده و هیچ اثری از آنها تاکنون به زبان فارسی ترجمه نشده است. دو کتاب فوق هم در طی چهار دهه گذشته تجدید چاپ نشده و در حال حاضر در اختیار علاقه مندان قرار ندارند.

این کتاب با قیمت ۵۶ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

فهم و تحلیل وضعیت فرهنگ در جامعه مصرفی... مربوط به دوران اخیر است، یعنی زاده مدرنیته متأخر، دورانی که با عناوین دیگری مثل جامعه پساصنعتی، جامعه مصرفی و غیره نامگذاری شده است... در یک سو گرایشی هست که معتقد است باید حساب دین را از فرهنگ جدا کرد و برای احیای «فرهنگ اصیل ایرانی» حتی باید آن را هر گونه «دین خویی» پالود؛ در سوی مقابل، اعتقاد بر این است که فرهنگ صبغه‌ای ارزشی و استعلایی دارد و هر خصلت یا ویژگی فرهنگیِ غیردینی را باید از دایره فرهنگ بیرون انداخت ...
وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...
همسایه و دوست هستند... یک نزاع به‌ظاهر جزیی بر سر تفنگی قدیمی... به یک تعقیب مادام‌العمر تبدیل می‌شود... بدون فرزند توصیف شده، اما یک خدمتکار دارد که به‌نظر می‌رسد خانه را اداره می‌کند و به‌طرز معجزه‌آسایی در اواخر داستان شامل چندین فرزند می‌شود... بقیه شهر از این واقعیت که دو ایوان درحال دعوا هستند شوکه شده‌اند و تلاشی برای آشتی انجام می‌شود... همه‌چیز به مضحک‌ترین راه‌هایی که قابل تصور است از هم می‌پاشد ...
یک ریسه «ت» پشت سر هم ردیف می‌کرد و حسابی آدم را تف‌کاری می‌کرد تا بگوید تقی... قصه‌ی نویسنده‌ی «سایه‌ها و شب دراز» است که مرده است و زنش حالا دست‌نویس پانصد ششصدصفحه‌ای آن داستان را می‌دهد به فرزند خلف آن نویسنده‌ی مرحوم... دیگر حس نمی‌کردم که داوود غفارزادگان به من نارو زده... عاشق شدم، دانشجو شدم، فعالیت سیاسی کردم، از دانشسرا اخراج شدم... آسمان ریسمان نمی‌بافد؛ غر می‌زند و شیرین تعریف می‌کند... ...
جهل به ماهیت درد باعث انواع نظریه‌پردازی‌ها و حتی گمانه‌زنی‌ها شده... دوگانه‌انگاری باعث شده آثار مربوط به درد غالباً یا صرفاً به جنبه‌ی فیزیکی بدن بپردازند یا فقط به بعد ذهنی-روانی... درد حتی سویه‌های فرهنگی هم دارد و فرهنگ‌های مختلف در تجربه‌ی درد و شدت و ضعف آن تأثیرگذارند... انسان فقط با درد خودش سروکار ندارد. او با درد دیگران هم مواجه می‌شود... سازوکار درمان نیز به همان اندازه اهمیت دارد؛ یعنی بررسی این مسئله که چگونه سازوکار درد متوقف می‌شود ...