بمباران یک شهر مسکونی و قتل عام نزدیک به 130 هزار نفر در چند دقیقه موضوع خوبی برای نوشتن کتابی خواندنی و پرخواننده است. می‌توان از این واقعه کتابی مستند نوشت که حاوی عکس‌ها و خاطرات و مشاهدات دلخراش باشد. می‌توان درباره‌ی آن رمانی نوشت که شخصیت اولش بازگوکننده وقایع میدان جنگ و بمباران شهر و فجایع پس از آن باشد. یا حتی می‌توان از آن یک درام و تراژدی تمام عیار درآورد و با تصویر کردن رنج و درد مردمان حاضر در ماجرا اثری عمیق بر خواننده باقی گذاشت.

تراژدی با چاشنی کمدی |  محمد شهرابی فراهانی

کورت ونه گات اما چنان موضوع مهم و غم‌انگیزی را به شیوه‌ای نامتعارف و عجیب روایت کرده است. آنچنان عجیب که می‌توان «سلاخ‌خانه شماره‌ی 5» را خواند و به اندازه‌ی یک تراژدی غمگین شد، به اندازه‌ی اثری طنز خندید و به اندازه‌ی مستندی تأثیرگذار به فکر فرو رفت. وی که خود یکی از شاهدان بمباران درسدن، شهری در آلمان شرقی، بوده است با زبانی کنایه‌آمیز، طنز، و با تعریف داستانی فانتزی و خیالی به خوبی میدان نبرد جنگ دوم جهانی، اسارت در اردوگاه‌های آلمان نازی و پس از آن بمباران یک شبه‌ی شهر را به تصویر کشیده است.
هنر ونه گات در این میان، بیانی پرکشش و جذاب از ماجرایی تلخ و فاجعه‌آمیز است. به تعبیر خود او، درباره‌ی قتل عام نمی‌توان حرف‌های قشنگ و زیرکانه زد. از همین رو ونه‌گات خودش را در نقل خاطره‌ی جنگ و بمباران درسدن از زمان و مکان جدا می‌کند. او به این طریق، فارغ از خشونت جنگ و غم‌ها و مصیبت‌های آن، داستانش را می‌گوید و درعین حال با بیانش خواننده را جذب ‌می‌کند.

داستان «سلاخ‌خانه شماره 5» با نقل جملاتی از ابتدا و انتهای رمانی آغاز می‌شود که کورت ونه‌گات درباره‌ی درسدن نوشته است. پس از آن، کورت ونه‌گات راوی داستانی می‌شود که خود نوشته است. داستان درباره‌ی مردی به نام بیلی پیل‌گریم است که در خیال خود قادر به سفر در بُعد زمان است. چنین سیر داستانی منجر به روایت پرکشش و غیر خطی کتاب شده است. گاهی داستان در کودکیِ بیلی پیل‌گریم می‌گذرد، گاهی در زمان جنگ، گاهی در دوران اسارت او و گاهی سال‌ها پس از آن.

داستان که جلو می‌رود کم کم خواننده پی‌ می‌برد که بیلی پیل‌گریم همان کورت ونه‌گات است که از زمان و مکانش جدا افتاده است. چنین برداشتی ناشی از نشانه‌های حضور راوی داستان، کورت ونه‌گات، در صحنه‌هایی از آن است. چنانچه وی در میانه‌ی داستان، ناگهان لحن و زاویه‌ی دید روایت را تغییر می‌دهد و حضور خودش را به رخ خواننده می‌کشد. به این ترتیب، او با زیرکی جهانی خیالی خلق می‌کند تا ماجراهای واقعی را که از سر گذارنده است به شکلی جذاب روایت کند.
بیلی پیل‌گریم در این داستان با آدم‌های فضایی در ارتباط است که ناظر بیرونی آدم‌‌های زمینی هستند. از نظر آدم فضایی‌ها درک زمینی‌ها از فضا و زمانشان محدود است و برای همین کارهایشان از نظر آنان عجیب و بی‌منطق است. از نظر این آدم‌های فضایی، همه‌ی کارها و همه‌ی اشیاء به همان طریق و به همان شکلی هستند که باید باشند. با بیان این باور، کورت ونه‌گات اختیار آدم‌ها را زیر سوال می‌برد و تقدیر را شکل‌دهنده‌ی سرنوشت آنان می‌شمارد. شاید چنین باوری پاسخی است که وی بارها در ساعات حضورش در جنگ و اسارت به خود داده است. شاید آن هنگام که شاهد فاجعه‌ی انسانی در درسدن بوده است از خود پرسیده است «چرا من باید اینجا و در این لحظه از تاریخ حاضر باشم؟» و جوابش به خود این بوده است که « چون نفس این لحظه همین‌طور شکل گرفته است و نمی‌توانست جور دیگری باشد.»

با وجود این، رمان کورت ونه‌گات رمانی ضدّ جنگ است. در این رمان هم توحش نازی‌ها در کشتار یهویان بیان شده است، هم منطق تناقض‌آمیز آمریکایی‌ها در استفاده از سلاح‌های کشتار جمعی برای به پایان رساندن جنگ. او در این کتاب کوشیده است با نقل قسمتهایی واقعی از بیانیه نیروی هوایی آمریکا در حمله به توکیو و با انتقاد از سکوت تاریخ در قبال بمباران درسدن، که به عقیده او بدتر از هیروشیما بوده است، جنگ را پوچ و توجیه آن را به هر طریقی احمقانه نشان دهد. وی همان‌طور که در پیش‌گفتار کتاب گفته است جنگ جهانی را شبیه جنگ‌های صلیبی کودکان می‌داند. جنگ‌هایی که یاداوری‌شان تؤامان موجب تأسف و مایه‌ی تمسخر تاریخ است.
شهر درسدن در سال 1944 به دست نیروهای هوایی ایالات متحده آمریکا و انگلیس، در اواخر جنگ جهانی دوم، بمباران شد. هنوز هم بحث‌های فراوانی در جریان است که ضرورت این حمله‌ی هوایی را زیر سوال می‌برد. این شهر شهری مسکونی در قلب آلمان شرقی بوده است. در اثر بمباران این شهر تعداد زیادی از ساکنان آن، که نقشی در جنگ نداشتند، جان باختند. درسدن اکنون بازسازی شده است و مردم آن هر سال فاجعه‌ی بمباران شهر را با برگزاری مراسمی یادآوری می‌کنند. به گمانم، هیچ یادبودی تأثیرگذارتر از رمان کورت ونه‌گات نتواند آن فاجعه را آن‌قدر زنده و پررنگ به یاد آورد. از این زوایه رمان کورت ونه‌گات هم درست مثل شخصیت اصلی‌اش، بیلی پیل‌گریم، فارغ از زمان و مکان است و مخاطبش سراسر مردم تاریخ در هر گوشه‌ی این دنیا است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...
در نیمه‌های دوره قاجار اقتصاد کشور با اقتصاد جهانی پیوند یافت و بخش کشاورزی و جامعه روستایی با توجه به این شرایط در معرض تغییر قرار گرفت... تا پیش از اصلاحات ارضی شکل غالب کار در کشور نه کار مزدی که کار رعیتی بود... هیچ برنامه ملی برای ثبت بیکاری و برقراری بیمه‌های بیکاری وجود ندارد... سیاست‌های دولت برای اسکان مهاجران بیکار با شکست مواجه شده... گفتارهای همدلانه انقلابیون موجب شد این گروه‌ها با انقلابیون همراه شوند ...