رمان «ربایندگان مغز استخوان» [The marrow thieves] نوشته شری دیملاین [Cherie Dimaline] منتشر شد.

ربایندگان مغز استخوان» [The marrow thieves] نوشته شری دیملاین [Cherie Dimaline]

به گزارش کتاب نیوز، رمان پاد آرمانشهری «ربایندگان مغز استخوان» با ترجمه فرید وکیل‌زاده و توسط نشر شب خیز منتشر شد.

شری دیمالین (1975- ) نویسنده ای کانادایی است. او برای «ربایندگان مغز استخوان» جوایز متعددی دریافت کرده ست؛ از جمله انتخاب به عنوان کتاب برتر سال ۲۰۱۸ از طرف شبکه‌ی تلویزیونی CBC کانادا، جایزه‌ی شورای هنر کانادا، جایزه‌ی بین‌المللی Kirkus Prize نشریه‌ی آمریکایی Virginia Kirkus، انتخاب به عنوان کتاب برتر از طرف مؤسسه‌ی Globe and Mail کانادا، برنده‌ی جایزه‌ی کاج سفید انجمن کتابخانه‌های کانادا و کتاب برتر کتابخانه‌های عمومی نیویورک.

در معرفی ناشر از این کتاب می‌خوانیم:

در جهانی که تحت تأثیر عواقب و دگرگونی‌های ناشی از پدیده‌ی گرمایش زمین در آستانه‌ی فروپاشی است، بومیان سرخ‌پوست آمریکای شمالی برای استخراج مغز استخوانشان ربوده می‌شوند. در مغز استخوان آن‌ها ویژگی منحصر‌به‌فردی زنده مانده است که دیگر انسان‌ها آن را از دست داده‌اند: توانایی رؤیا‌پردازی. فرنچی و هم‌قطارانش که با مشقت زیاد برای زنده ماندن خود و حفظ نژاد و پیشینه‌شان به سوی سرزمین‌های شمالی فرار می‌کنند نمی‌دانند که یکی از آن‌ها حامل ویژگی کلیدی اسرارآمیزی است که می‌تواند به شکست کامل ربایندگان مغز استخوان بیانجامد.

فرید وکیل زاده مترجم این اثر کتاب «مرگ در فلورانس» اثر مارکو ویچی را نیز برای این ناشر ترجمه کرده است.

«ربایندگان مغز استخوان» نوشته شری دیملاین، در 232 صفحه و با قیمت 49 هزارتومان توسط نشر شب خیز منتشر شده و در دسترس علاقمندان به رمان است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...