جایزه ادبی آرتور سی کلارک به «دیپ ویل اورکادیا» [Deep Wheel Orcadia] رمان منظوم یک شاعر اسکاتلندی رسید.

دیپ ویل اورکادیا» [Deep Wheel Orcadia] هری جوزفین جیلز [Harry Josephine Giles]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، رمان منظومی که هری جوزفین جیلز [Harry Josephine Giles] شاعر اسکاتلندی با عنوان «دیپ ویل اورکادیا» خلق کرده است، به عنوان اثر برگزیده این دوره از جایزه کتاب تخیلی «آرتور سی کلارک» معرفی شد. این کتاب به گویش مردم مجموعه جزایر «اورکنی»‌ در اسکاتلند منتشر شده است و با ترجمه انگلیسی منتشر شده است.

این کتاب داستان فردی به نام «آسترید» که از مدرسه هنری در ماه به خانه‌اش بازمی‌گردد و فرد دیگری به نام «دارلینگ» را روایت می‌کند که هیچوقت از زندگی‌اش رضایت نداشته را روایت می‌کند. این دو یکدیگر را در ایستگاه فضایی به نام «دیپ ویل اورکادیا» ملاقات می‌کنند.

از جمله دیگر رمان‌هایی که برای دریافت این جایزه ادبی در سال ۲۰۲۲ به عنوان نامزد نهایی انتخاب شده بودند، می‌توان به «کلارا و خورشید» نوشته کازوئو ایشی‌گورو، «ویرانه‌ای به نام صلح» نوشته آرکاردی مارتین و «رودخانه‌ای به نام تایم»‌ نوشته کورتیا نیولند می‌توان اشاره کرد.

برنده نهایی امسال در مراسمی به میزبانی موزه علوم لندن معرفی شد و جایزه نقدی به ارزش ۲,۰۲۲ پوند را دریافت کرد.

جایزه ادبی «آرتور سی کلارک» هرساله به برترین رمان علمی تخیلی اهدا می‌شود. طی سال‌های اخیر نویسنده‌های برجسته این ژانر همچون «چاینا میول» و «کریستوفر پریست»‌ از برندگان این جایزه ادبی بودند.

سال ۲۰۲۱ این جایزه به لورا جین مک‌کی نویسنده استرالیایی برای رمان «حیوانات آن کشور»‌ اهدا شد.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...