اولین ترجمه فارسی از کتاب «هزار خورشید درخشان» دومین رمان خالد حسینی، نویسنده افغانی مقیم کشور امریکا، منتشر شد.

در حالی که چهار ترجمه از رمان «هزار خورشید درخشان» دومین اثر خالد حسینی، نویسنده افغانی خالق رمان «بادبادک باز» مراحل انتشار را سپری می‌کند، اولین ترجمه فارسی از این اثر توسط بیتا کاظمی، به بازار کتاب ایران عرضه شد.

انتشار این کتاب در حالی صورت می‌گیرد که چهار ناشر ایرانی دیگر، انتشار ترجمه‌های متفاوتی از این اثر را پی‌گیری می‌کنند. مهدی غبرایی، سمیه گنجی، ناهید سلامی و منیژه شیخ جوادی مترجمان دیگری هستند که ترجمه آنها از «هزار خورشید تابان» به پایان رسیده است.

این مترجمان از چهار نام متفاوت «هزار آفتاب شگفت‌انگیز»، «هزار خورشید درخشان»، «هزارخورشید با شکوه» و «هزار خورشید تابان» برای این اثر استفاده کرده‌اند. از «بادبادک باز» رمان قبلی این نویسنده نیز در طول دو سال، پنج ترجمه متفاوت عرضه شده بود.

همزمان با اکران جهانی فیلمی بر اساس بادبادک باز که طی هفته‌های آینده صورت می‌گیرد، شروع ساخت فیلمی بر اساس «هزار خورشد درخشان» نیز توسط مارک فورستر، کارگردان شناخته شده سینمای هالیوود آغاز شده است.

«هزار خورشید درخشان» (A thousand splendid suns) پس از انتشار در سال جاری، تا به امروز در صدر پرفروش‌ترین کتاب‌های ایالات متحده قرار داشته است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...