رمان «آنومالی» [The Anomaly (L'Anomalie)] اثر اروه لوته لیه [Hervé Le Tellier]، برنده جایزه گنکور 2020 با ترجمه فاطمه ابراهیمیان و محمدامین بیک توسط انتشارات «نشر نو» عرضه شد..

«آنومالی» [The Anomaly (L'Anomalie)] اروه لوته لیه [Hervé Le Tellier

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، آنومالی در فارسی به «ناهنجاری» ترجمه شده است. آنومالی با همه آثار اروه لو تلیه از لحاظ حجم، تعدد شخصیت‌ها و نیز جاه‌طلبی روایی نویسنده متفاوت است. موفقیت آنومالی حتی برای خود لو تلیه هم غافلگیرکننده بوده که برنده جایزه گنکور بشود و به فروش چند برابری دست یابد.

اروه لو تلیه معتقد است، علاوه بر داستان شگفت‌انگیز رمان آنچه در استقبال از آن نقش اساسی داشته عنوان کتاب است «این هم از طنز روزگار! آنومالی که در آغاز عنوان ناجوری به نظر می‌رسید، آن هم با سال دیوانه‌واری که از سر گذرانده بودیم، ابعاد دیگری به خود گرفت.»

آنومالی تردیدها و هراس‌های وجودی انسان و ذهن او را در مواجهه با وقایع و پدیده‌های غریب و ناآشنا می‌کاود و در روایت، باورها و انگاشت‌های عادی او در برابر پرسش‌های پی‌در‌پی قرار می‌گیرد.

اروه لو تلیه متولد سال 1957 و دانش‌آموخته ریاضی و زبان‌شناسی است. وی از سال 1992 عضو «اولیپو» و از سال 2019 نیز رییس این نحله ادبی است. اولیپو آمیزه سه واژه فرانسوی با ترجمه تحت‌اللفظی «کارگاه ادبیات بالقوه» است. رمون کنو و فرانسوا لو لیونه، اولیپو را در سال 1960 بنیاد گذاشتند و از چهره‌های شاخص آن می‌توان ایتالو کالوینو و ژرژ پِرِک را نام برد.
هدف اولیه اولیپو به‌کارگیری شیوه‌های جدید در خلاقیت و آفرینش متون ادبی است.

لو تلیه تاکنون رمان‌ها، مجموعه داستان‌ها، اشعار و نمایشنامه‌های متعددی نوشته اما موفقیت آنومالی شهرت زایدالوصفی برای او رقم زد.

[این کتاب برای نخستین بار در ایران با ترجمه‌ی محمود سلطانیه و حامد فولادوند با عنوان «ایرادی در کار است (لانومالی)» منتشر شده است.]

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...