رمان «میان آن‌ها» [Between them : remembering my parents] نوشته ریچارد فورد [Richard Ford] منتشر شد.

میان آن‌ها» [Between them : remembering my parents] نوشته ریچارد فورد [Richard Ford]

به گزارش کتاب نیوز، رمان «میان آن ها» اثر ریچارد فورد با ترجمه فروغ منصور قناعی توسط نشر برج به بازار کتاب ارائه شده است.

ریچارد فورد متولد فوریه‌ ۱۹۴۴ در می‌سی‌سی‌پی، رمان‌نویس و داستان‌ کوتاه‌نویس امریکایی است. او را راوی نسلی از زندگی‌های تباه شده‌ می‌دانند، کهنه‌سرباز جنگ که بعدها دوش‌به‌دوش ریموند کارور، جان آپدایک و توبیاس وولف دست روی زندگی آدم‌های طبقه‌ی متوسط گذاشتند و از تلخ‌کامی‌ها و شکست‌های زندگی آدم‌های معمولی نوشتند.

ناشر در معرفی این اثر آورده است:

میان آن‌ها، زندگی‌نگاره‌ای است از ریچارد فورد، نویسنده‌ی معاصر امریکایی درباره ی پدر و مادرش. این زندگی نگاره، در دو بخش «از میان رفته، یادآوری پدرم» و «مادرم، در خاطرم» نوشته شده است که هر کدام روایتی شخصی درباره‌ی یکی از والدین اوست. بخش «از میان رفته، یادآوری پدرم» را پنجاه و پنج سال پس از مرگ پدرش می‌نویسد، مرگی که در سال ۱۹۶۰ و در شانزده‌ سالگی ریچارد رخ داده است. بخش دیگر را پنج‌سال بعد از فوت مادرش در سال ۱۹۸۱ نوشته است. به گفته‌ی خودش در مؤخره‌‌ی این زندگی نگاره، بخشی که درباره‌ی پدرش نوشته بیشتر به گذشته‌‌ی دور مربوط است و بخش مادرش به روزهای پس از مرگ پدرش تا زمان حال. هرچند روایت پدرش را سال‌‌ها بعد از روایت مادرش نوشته است اما در کتاب پس و پیش‌شان کرده تا منطق زمانی روایتش به هم نریزد.

والدین او، ادنا و پارکر در اوایل قرن بیستم متولد می‌شوند. پارکر، پسری روستایی است از آرکانزاس و ادنا دختر زیبایی که در صومعه‌ی کاتولیک‌ها بزرگ می‌شود و کودکی سختی را پشت سر می‌گذارد. آن‌ها در سال ۱۹۲۸ ازدواج می‌کنند و در سال ۱۹۴۴ بچه‌دار می‌شوند. بخش بزرگی از روایت ریچارد در‌باره‌ی زندگی پدرش به زمانی برمی‌گردد که خودش هنوز به دنیا نیامده است. او پانزده‌ سال بعد از ازدواج‌ آن‌‌ها به دنیا می‌آید و آن‌طور که تعریف می‌کند به دنیا آمدنش شکافی است عمیق بین پدر و مادرش، یا بین زندگی آن‌ها پیش و پس از آمدن او.

والدینش پیش از به دنیا آمدن ریچارد زندگی ماجراجویانه‌ای داشته‌اند و به سبب کار پدرش که فروشنده‌ای سیار بوده است در جاده‌ها روزگار می‌گذراندند. اما آمدن ریچارد همه‌چیز را تغییر می‌دهد، مادرش خانه‌نشین می‌شود و پدرش به تنهایی به سفرهای کاری می‌رود. غیبت‌های طولانی پدر، رابطه‌ی ریچارد را با مادرش تقویت می‌‌کند و آن وابستگی شورانگیز بین پدر و مادرش را از بین می‌برد.

روایت ریچارد از زندگی پرشور و هیجان پدر و مادرش در نیمه‌ی اول قرن بیستم، پرتره‌ای است دقیق از زندگی مردم آمریکا در آن دوران؛ مهاجرت‌ از آرکانزاس به می‌سی‌سی‌پی، جابه‌جا شدن‌های بسیار برای فرار از محیط دست‌و‌پاگیر روستا به شهر و تبدیل شدن به بخشی از مردم طبقه‌ی متوسط امریکا و نهایتاً استقلال از خانواده‌ها بخشی از روایت شخصی فورد است که به خاطره‌ای جمعی درباره‌ی سنت‌ها و فرهنگ مردم امریکا بدل شده است.

فروغ منصور قناعی، مترجم این اثرف متولد شهریور ۱۳۷۰ در رشت است. او دانش‌آموخته‌ی زبان و ادبیات انگلیسی در دانشگاه گیلان است و تحصیلات تکمیلی‌اش را در همین رشته ادامه داده است.

«میان آن‌ها» نوشته ریچارد فورد در 136 صفحه و با قیمت 38 هزار تومان منتشر شده و در کتابفروشی های در دسترس علاقمندان به ادبیات داستانی قرار دارد.

دختر به پدر می گوید: برای تو همه جا میدون جنگه، ولی برای من نه... درباره‌ی یک زخم ناسور ملی ست، که این بار، از یک دعوای مضحک دونفره، سر باز کرده است. یک زخمی قومیتی، یک زخم مذهبی، یک زخم به پشتوانه‌ی سالها جنگ داخلی... فهمیدن اینکه همیشه و همه جا و در برابر همه کس نیاز به روحیه جنگاوری و سلحشوری نیست، و هر اختلافی را نباید تبدیل به جنگ حیثیتی کرد؛ سخت است ولی لازم ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...