• 13 فروردین 1385

    ژرژ-پرک

    مدت‌ها طراح جدول کلمات متقاطع در یکی از روزنامه‌های مهم پاریس بود و بی‌دلیل نیست که در آخرین و مهم‌ترین کتابش یعنی "زندگی، طرز مصرف" که در 1978 پس از صرف ده سال نگاشته شد، از قهرمان اصلی خود "بارتلبوت" یک دوست‌دار حرفه‌ای پازل می‌سازد. بدین ترتیب آثار پرک شدیداً تحت تاثیر بازی با واژگان قرار دارد و این بازی قبل از هر چیز یک بازی بینامتنی است. ...

Loading
دنیایی در دنیاست: به گفته پرک، ساختمانی «که نمای آن را برداشته‌اند». همه آنچه در هریک از اتاقها روی می‌دهد دیده می‌شود... داستان لهستانی زیبا؛ داستان جواهرفروشی که سه بار به قتل رسید؛ داستان گیاه‌شناس سرخورده؛ داستان مرد زین‌ساز، خواهرش و شوهرخواهرش؛ داستان زین‌ساز اشچیرک؛ داستان مشت‌زن سیاهی که یک مسابقه هم نبرد... ...
جوانانی خرده بورژوا که بیشتر ثروت ذهنشان را مه‌آلود می‌سازد تا کار: «خوش دارید تشک رختخوابتان چه ویژگی داشته باشد؟ می‌توانید قیافه مردی را برایم وصف کنید که اسپاگتی و ماکارونی را دوست داشته باشد؟ درباره ماشین رختشویی خودتان چه نظری دارید. آیا از آن راضی هستید؟ زیاد کف نمی‌کند؟» بعدها، پرک این اثر خود را رمان «افسون‌گاههای بازرگانی» تعریف کرده است. ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...
پول زمانی به نحو احسن به انجام معاملات کمک می‌کند که عواطف هیچ نقشی در روابط نداشته باشند... برای خصلت کاملا پویای جهان، نمادی چشمگیرتر از پول نمی‌توان یافت... پول هیچ‌گاه دست کسی نمی‌ماند. پول اگر از حرکت بازایستد دیگر در مقام پول ارزش و معنای خاصی نخواهد داشت... من فقط به شرطی می‌توانم میل خود را برآورم که قادر باشم - دست‌کم تا حدی- میل دیگری را برآورم: زایش ارزش از روح مبادله ...