در جدیدترین فهرست کتاب‌های پرفروش داستانی نشریه نیویورک‌تایمز، رمان جدید «‌استیون کینگ» در رتبه اول قرار گرفت.

استفن کینگ استیون موسسه»[The institute]

به گزارش ایسنا، رمان جدید ‌«استفن کینگ»‌ که با عنوان «موسسه»[The institute] به چاپ رسیده است در دومین هفته از حضورش در فهرست پرفروش‌های داستانی بخش جلد سخت (hard cover)، با کنار زدن اثر جدید «‌مارگارت اتوود» ‌در صدر فهرست قرار گرفت.

«کینگ» در رمان جدید خود داستان کودکانی با استعدادهای ویژه را روایت می‌کند که پس از آن‌که ربوده شدند برای خارج کردن نیروهای‌شان به یک موسسه مخوف منتقل می‌شوند. پیش‌تر درباره خلاصه «موسسه» در وب‌سایت این نویسنده آمده بود: «شخصیت اصلی این داستان پسری به نام «‌لوک الیس» است که پس از آن‌که والدینش به قتل می‌رسند ربوده می‌شود و در اتاقی بیدار می‌شود که شبیه اتاق خودش است با این تفاوت که هیچ پنجره‌ای ندارد. در این مؤسسه «‌لوک» کودکان دیگری را ملاقات می‌کند که به گفته آن‌ها "‌می‌توان وارد مؤسسه شد، اما نمی‌توان از آن خارج شد". در جریان این داستان «‌لوک» سعی می‌کند تا از مؤسسه فرار کند؛ کاری که هیچ‌کس موفق به انجام آن نشده است.

«استفن کینگ» که برنده جایزه‌های متعدد ادبی است، خالق بیش از ۲۰۰ اثر ادبی در ژانرهای وحشت و خیال‌پردازی است. آثار او تاکنون بارها مورد اقتباس سینمایی قرار گرفته‌اند. فیلم‌ سینمایی «آن» از رمانی با همین نام از نوشته‌های «کینگ» ساخته شده است.

در جایگاه دوم اما رمان «وصیت‌ها» ‌نوشته «مارگارت اتوود» که هفته گذشته صدر فهرست را از آن خود کرده بود، قرار دارد. این رمان که دنباله‌ای برای رمان «سرگذشت ندیمه»‌ محسوب می‌شود، در ماه‌های اخیر به عنوان نامزد جوایز ادبی «بوکر» ‌و «‌گیلر» معرفی شده است. نشریه گاردین نیز در گزارشی، از رمان «‌وصیت‌ها»‌ به عنوان پرفروش‌ترین اثر بریتانیا در هفته‌ای که گذشت یاد کرده است.

در هفته‌ها و ماه‌های اخیر کمتر پیش می‌آمد که «جایی که خرچنگ‌ها آواز ‌می‌خوانند» از صدر فهرست خارج شود، حالا با گذشت ۵۵ هفته از حضور این اثر در بین پرفروش‌ها، جایگاه سوم این فهرست نیز به «جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند» ‌نوشته «دلیا اوئنز»‌ رسید.

 همچنین رمان «سرزمین ‌گرگ‌ها»‌ نوشته «کریگ جانسون» که پانزدهمین جلد از سری داستان‌های کلانتر «‌لانگمایر»‌ است،‌ در هفته اول حضورش در رتبه چهارم قرار گرفت.

«دختری که دو بار زندگی کرد»‌ اثر «دیوید لاگرکرانتس» نیز پس از گذشت چهار هفته در جایگاه پنجم قرار گرفت.

................ هر روز با کتاب ...............

دادگاه‌های تفتیش عقاید و دیگر فجایع کلیسا در قرون وسطا برای برخی ابزار تحقیر مسیحیان و حجتی! بر حقانیت خویشتن است؛ اما نباید فراموش کرد که همان سنت‌های الهی که با مسیحیان شوخی نداشت، با ما مسلمانان هم تعارف ندارد. داستان سوارشدن اهالی متون مقدس بر جهل مردم به نام دین و باجگیری روحانیت اشرافی از قدرت، در طول تاریخ بشر، یک داستان تکراری با نتایج تکراری ست. حتی برای اهالی کتاب و سنت اسلامی: «ایمانی که با ترس آمده باشد؛ با خنده خواهد رفت.» ...
این آزارِ کوچکِ از سر عادت، سرنوشتش را تغییر خواهد داد... موجودات هرچه قدر هم که کوچک و خُرد باشند شأن و منزلتی رعایت‌کردنی دارند... داستان بیست نفر از کسانی را که الهام‌بخشش بوده‌اند برای خوانندگان تعریف می‌کند... از خلبان و فضانورد و ژرف‌پیما هست تا دوچرخه‌سوار و ویولون‌زن و ویلچرنشین. زن‌ها و مردهایی که در سنین جوانی یا پیری از خانه بیرون زده‌اند... قصه‌ی تلاش برای رسیدن ...
روایتی از اعماق «ناشنیده‌ها» و «مسکوت‌ گذاشته شده‌ها»... دعوتی به اندیشیدن درباره‌ی «پدری و فرزندی»... پدر رفته است اما تو باید بمانی و «زندگی» کنی... مصاحبه یک روان‌درمانگر تحلیلی با چهارده فرزند شهید... کودکی، نوجوانی و بلوغ در نبود پدر چه رنگ و بویی داشت؟ فقدان او در بزنگاه‌های مهم زندگی -تحصیل، کار، ازدواج، صاحب فرزند شدن- خود را چگونه نشان داد؟... مادرانی که مجدداً ازدواج کرده‌اند و مادرانی که نه ...
صبا که نیم ‌ساعت دیرتر از صنم به دنیا آمده زودتر از او از دنیا می‌رود و خواهر خود را در گیجی و بهت چنین مرگ نزدیکی رها می‌گذارد... مسئله‌ی هر دو یکی است: «عشق»... سهم مادر در خانه پای تلویزیون مشغول تماشای سریال‌های جور و واجور... پرداخت به وجوه اروتیک و جسمانی یا زمینی عشق در پرده‌داری و حجب صورت گرفته ولی آن‌قدر به زبانی رومانتیک و رویایی نزدیک شده که گاه پرگو و گاه برانگیزاننده می‌شود. ...
الهامی از زندگی کارگران پاریسی... با کار رختشویی توانسته است که مبلغی پس‌انداز کند... از او دو پسر داشت... تنبل و خوش‌گذران است و به زودی معشوقه را رها می‌کند و به زنان دیگری روی می‌آورد... با او ازدواج می‌کند... کارگر دیگری زن را می‌ستاید و در دل به او عشق می‌ورزد، اما یاری او کارساز نیست... به باده‌گساری روی می‌آورد... شوق کار را از دست می‌دهد... برای گذران زندگی به روسپی‌گری روی می‌آورد... ...