کتاب «هایدی» [Heidi] نوشته‌ جوانا اسپایری [Johanna Spyri] به چاپ چهارم رسید. «جوانا اسپایری» نویسنده‌ این داستان بیشتر شهرتش را مدیون همین رمان است‌ که تا کنون به پنجاه زبان زنده‌ دنیا ترجمه شده‌ است.

به گزارش فارس، «هایدی» داستان دختری‌ است خردسال که پدر و مادرش را از دست داده‌، نزد پدربزرگش بزرگ می‌شود و با او در کوهستان زندگی کند. به مرور احساسی عمیق بین آن دو به وجود می‌آید اما خاله‌ سخت‌گیر او بعد از مدتی دوباره او را به شهر می‌فرستد تا در آنجا با خانواده‌ای که دختری هم‌سن‌و‌سال دخترک دارند، زندگی کند. هایدی با وجود دوست جدید و فوق‌العاده‌ای که پیدا کرده، همچنان مشتاق است که به زندگی شادش در کوهستان بازگردد. اما آیا راهی وجود دارد تا او بتواند هردو را داشته باشد؟

کتاب‌ هایدی که از معروف‌ترین آثار ادبیات سوئیس در جهان به شمار می‌رود‌ افزون بر شهرت جهانی‌، در ایران نیز محبوبیت زیادی دارد. هایدی تاکنون به پنجاه زبان زنده‌ دنیا ترجمه شده‌ است.

انتشارات قدیانی این رمان را برای چهارمین بار با تیراژ ۱۱۰۰ نسخه و به قیمت ۲۲۰۰۰ تومان منتشر و در دسترس علاقه‌مندان قرار داده است.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...