کتاب «عاشقانه» [Loving] اثر هنری گرین [Henry Green] با ترجمه گیتا گرکانی توسط نشر نگاه منتشر شد.

عاشقانه» [Loving]  هنری گرین [Henry Green]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نشر نگاه کتاب «عاشقانه» اثر هنری گرین را در ۲۹۰ صفحه و بهای ۱۲۰ هزار تومان منتشر کرده است.

هنری گرین نام مستعار هنری وینسنت یورک، نویسنده انگلیسی بود که بیشتر به خاطر رمان‌های «پارتی رفتن، زندگی کردن و دوست داشتن» به یادگار مانده است. او در مجموع ۹ رمان بین سال‌های ۱۹۲۶ و ۱۹۵۲ منتشر کرد.

گرین در مصاحبه‌ای با پاریس ریویو درباره کتاب عاشقانه گفته است: «ایده عاشقانه را از یک خدمتکار مرد در آتش نشانی در طول جنگ گرفتم. او همراه من خدمت می‌کرد و به من گفت یک بار از سرپیشخدمتی مسن، که بالادستش بوده، پرسیده در دنیا چه چیزی را بیش از هرچیز دوست دارد. جواب این بود: دراز کشیدن در بستر در صبحی تابستانی، با پنجره باز، گوش دادن به زنگ‌های کلیسا و خوردن نان برشته کره مالیده. موضوع کتاب به ذهنم خطور کرد.»

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...