رمان «جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند» [Where the crawdads sing] نوشته دلیا اونز[Owens, Delia] با ترجمه آرتمیس مسعودی از سوی نشر آموت روانه بازار کتاب شد.

جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند» [Where the crawdads sing] نوشته دلیا اونز[Owens, Delia]

به گزارش مهر، داستان این رمان در ایالت کارولینای شمالی می‌گذرد. جایی که شایعاتی در مورد «دختر مرداب» بر سر زبان‌هاست. وقتی در اواخر سال ۱۹۶۹ جسد چیس اندروز  برازنده و خوش قیافه  در آن کشف می‌شود، افرادی محلی فورا به کیا کلارک معروف به دختر مرداب شک می‌کنند. اما کیا کسی که آنها می‌پندارند نیست. او دختری حساس و باهوش است که سال‌ها در مردابی که آن را خانه می‌نامد، زنده مانده؛ میان مرغان دریایی، دوستانی پیدا کرده و روی ماسه‌های ساحل درس‌هایی فرا گرفته است. سپس، زمانی می‌رسد که او می‌خواهد دریچه قلبش را به سوی انسانی باز کند و آن وقت است که برای او اتفاقاتی غیر منتظره روی می‌دهد.

دیلیا اوئینز جانورشناس و نویسنده آمریکایی است که تا کنون سه اثر  مستند درباره طبیعت آفریقا منتشر کرده است و مقالات معتبری نیز در نشریات طبیعت شناسی دارد و حتی برنده جایزه جان باروز نیز شده است. این کتاب نخستین رمان وی به شمار می‌رود که با کپی‌رایت در ایران ترجمه و منتشر شده است.

«جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند» از دیلیا اوئینز با فروشی بالغ بر ۹۰۷هزار نسخه، در صدر پرفروش‌ترین کتاب‌های سال ۲۰۱۹ تا کنون جای گرفته است.

از آرتمیس مسعودی پیش از این کتابهایی چون ما تمامش می‌کنیم، آلینور آلیفنت کاملا خواب است، پروژه شادی، پشت سرت را نگاه کن، وقتی خاطرات دروغ می‌گویند، اولین تماس تلفنی از بهشت و جنوب دریاچه سوپریور منتشر شده است.

نشر آموت این رمان را در ۴۸۲ صفحه با قیمت ۶۵ هزار تومان منتشر کرده است.  

................ هر روز با کتاب ...............

زنانگی عنصر مغفول و هنوز ناشناخته عصر ماست و باور کنید هرچه بدبختی می‌کشیم از همین جاست... دختر شاهزاده‌ای است که آنقدر پاکدامن و باکره است و عطر بهشت دارد که پرستش می‌شود اما هیچ خواستگاری ندارد... پسرش اروس را مامور می‌کند او را بکشد... به تحریک خواهرانش، قول و قرارش با اروس را زیر پا می‌گذارد... هر زنی همزمان دو ابزار شگفت‌انگیز و البته وحشتناک دارد: چراغ و خنجر ...
پیش از بوکر او هرگز نتوانسته بود صرفا از طریق داستان‌هایش مخارج زندگیش را تامین کند... تنها در بریتانیا ۸۰۰ هزار نسخه فروخته... برنده شدن در این جایزه به یک نوع «تاج‌گذاری» تبدیل شده است... هر سال مجموعه جدیدی از داوران انتخاب می‌شوند... برخی از ناشران نیز رزومه داوران را موشکافی می‌کنند و آثار پیشنهادی را مطابق سلیقه آنها ارائه می‌دهند... برنده شدن بسیاری را تبدیل به نویسندگانی مضطرب می‌کند ...
حکومتی که بنیادش بر تمایز و تبعیض میان شهروندان شکل گرفته است به همان همبستگی اجتماعی نیم‌بند هم لطمات فراوانی وارد می‌کند... «دولت صالحان» همان ارز زبان‌بسته را به نورچشمی‌ها، یا صالحان رده پایین‌تر، اهدا می‌کند... مشکل ایران حتی مقامات فاسد و اصولا فساد نیست. فساد خود نتیجه حکمرانی فشل، نبود آزادی و اقتصاد دولتی است... به فکر کارگران و پابرهنگان و کوخ‌نشینانید؟‌ سلمنا! تورم را مهار کنید که دمار از روزگار همان طبقه درآورده است، وگرنه کاخ‌نشینان که کیف‌شان با تورم کوک می‌شود ...
عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...