ایرنا- معاون امور اجتماعی و فرهنگی شهردار تهران از ارائه تخفیف ۲۰ درصدی خرید کتاب با حمایت این نهاد در ۱۰۰ کتابفرشی پایتخت تا پایان آذر امسال خبر داد.

به گزارش روابط عمومی معاونت امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران، محمدرضا جوادی‌ یگانه اظهارداشت: این طرح با همکاری خانه کتاب و حمایت شهرداری از ابتدای هفته کتاب آغاز شده است.
وی گفت: شهروندان تهرانی می‌توانند تا پایان آذرماه با مراجعه به کتابفروشی‌های منتخب، با ارائه کد ملی از تخفیف ۲۰ درصدی تا سقف خرید ۱۲۰ هزار تومان بهره‌مند شوند.
جوادی‌یگانه با اشاره به برگزاری طرح کتابخانه همسایگی افزود: ۲۲ برج بالای ۴۰ واحد در ۲۲ منطقه تهران شناسایی شده است که ۳۰۰ کتاب به آنها اعطا و به منظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ساکنان برج‌ها برای اعطای کتاب و گسترش این کتابخانه تشویق می‌شوند.
معاون شهردار تهران با اشاره به تجهیز ۲۲ کتابخانه سرای محلات به کتاب صوتی اظهارداشت: سراهای محلاتی که برای تردد افراد دارای معلولیت مناسب‌سازی شده‌اند به منظور استفاده معلولان و نابینایان به کتاب صوتی مجهز شده است.
وی گفت: در ۲۲ میدان پرتردد، ۱۰ فرهنگسرا و ۱۰ ایستگاه مترو نیز اتوبوس‌های مبادله کتاب مستقر شده‌اند که شهروندان می‌توانند تا پایان هفته کتاب به مبادله کتاب‌های دلخواه خود در این مراکز بپردازند.
بیست و هفتمین دوره هفته‌ کتاب جمهوری اسلامی ایران با شعار حال خوش خواندن از ۲۳ تا ۳۰ آبان در سراسر کشور برگزار می‌شود.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...