حق نشر (کپی‌رایت) دو رمان نوجوان «هستی» و «زیبا صدایم کن» نوشته‌ فرهاد حسن‌زاده به انتشارات Writers Publishing House کشور چین واگذار شد.

زیبا صدایم کن» نوشته‌ فرهاد حسن‌زاده

به گزارش ایبنا، انتخاب این دو کتاب در ادامه طرح چاپ پنج رمان ایرانی برای نوجوانان 12 تا 18 ساله چینی با موضوع «رشد و پرورش نوجوانان و مواجهه با زندگی و انتخاب سرنوشت» زیر نظر گروه واردات و صادرات نشر ملی چین انجام شد.

بر اساس این خبر کتاب‌های «هستی» و «زیبا صدایم کن» پس از حضور کشور چین به عنوان مهمان ویژه در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در سال 1398 از سوی نماینده کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به کارشناس خرید و عامل فروش ناشر چینی معرفی و قرار شد این آثار با شمارگان 3‌هزار نسخه به چاپ برسد.

معرفی فرهاد حسن‌زاده، نویسنده‌ کتاب‌های کودک و نوجوان به عنوان نامزد ایرانی دریافت جایزه دو مسابقه مهم بین‌المللی آسترید لینگرن و هانس کریستین اندرسون از دیگر دلایل خرید این دو اثر از سوی ناشر چینی عنوان شد.

جولیتا یی لیو، کارشناس خرید و عامل فروش حق نشر انتشارات Writers Publishing House در این‌باره اظهار داشت: با توجه به ناشناخته بودن ادبیات کودک و نوجوان ایران در چین، امیدواریم با ورود این کتاب‌ها به بازار کتاب چین امکان انجام فعالیت‌های مشابه در آینده افزایش یابد.

این انتشارات، چاپ 50 کتاب اصلی، خرید 30 امتیاز نشر از ناشران خارجی و فروش 30 حق نشر کتاب چینی به ناشران دیگر کشورها را در پرونده‌ی فعالیت حرفه‌ای خود دارد.

یادآوری می‌شود این دو اثر در قالب طرح «رمان نوجوان امروز» در کانون منتشر شده و پیش از این نیز امور بین‌الملل کانون حق‌نشر «هستی» را به ناشرانی از کشورهای ترکیه و لبنان و «زیبا صدایم کن» را به کشورهای ترکیه، لبنان، مصر و ارمنستان واگذار کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...